close
تبلیغات در اینترنت
عملیات واکنش به سپتامبر سیاه
loading...

میلیتاری (Military) |مقالات نظامی

مشابه سلسله عملیات های نامه های بمبی موساد، دوازده نامه ی بمبی را از آمستردام به پست های دیپلماتیک اسرائیل [(صندوق های پستی دیپلماتیک – سفارت ها و کنسولگری های اسرائیل)] در نقاط مختلف جهان بین سپتامبر تا اکتبر 1972 ارسال نمود. یکی از این حملات منجر به کشته شدن امی شاهوری (Ami…

آخرین ارسال های انجمن

عملیات واکنش به سپتامبر سیاه

عادل خوجه بازدید : 817 جمعه 21 اسفند 1394 نظرات ()

مشابه سلسله عملیات های نامه های بمبی موساد، دوازده نامه ی بمبی را از آمستردام به پست های دیپلماتیک اسرائیل [(صندوق های پستی دیپلماتیک – سفارت ها و کنسولگری های اسرائیل)] در نقاط مختلف جهان بین سپتامبر تا اکتبر 1972 ارسال نمود. یکی از این حملات منجر به کشته شدن امی شاهوری (Ami Shachori)، مشاور کشاورزی اسرائیل در بریتانیا انجامید.

 

Ami-Shachori.jpg

 

دکتر امی شاهوری

 

 

تلاش برای ترور گلدا میر در روم

 

سپتامبر سیاه با اطلاع از سفر گلدا میر؛ نخست وزیر وقت اسرائیل به روم برای دیدار با پاپ پل ششم در ژانویه ی 1973، عملیاتی را طراحی کرد. این اطلاعات بعلت درز اطلاعات محرمانه از ساختار اداری اسرائیل، و احتمالاً درز اطلاعات از سوی کشیش های حامی فلسطینیان از دبیرخانه ی واتیکان بود. فرمانده سپتامبر سیاه علی حسن سلامه طرح ریزی نقشه ای را آغاز کرد که طی آن به هواپیمای میر هنگام عزیمت به رم حمله ای موشکی شود. هدف سلامه نه تنها کشتن میر، که نابودی اعضای کلیدی کابینه و مقامات ارشد موساد بود که طی این سفر میر را همراهی می کردند. در آن زمان، سلامه مذاکراتی با اتحاد جماهیر شوروی انجام داده و از ایشان درخواست مکانی امن در خاک این کشور نمود و وی امیدوار بود که هنگامی که اسرائیل در حال بازیابی خود از این ترور است، او و اعضای گروهش می توانند به شوروی رفته و از دسترس اسرائیلی ها دور باشند. سپتامبر سیاه بطور قاچاقی چند سلاح دوش پرتاب استرلا 2 را از دوبرونیک یوگوسلاوی از طریق قایق به باری ایتالیا وارد نمود. موشک ها به رم قاچاقی وارد شدند و در اطراف فرودگاه فیومیسینو (Fiumicino) به فاصله ی کوتاهی قبل از رسیدن هواپیمای میرمستقر شدند. برای انحراف موساد و مراقبت های ایشان از رم و به منظور تسریع حمله، سلامه طرح حمله ای را علیه سفارت اسرائیل در بانکوک تایلند را پیاده سازی نمود.

 

در روز 28 دسامبر 1972، چهار عضو سپتامبر سیاه سفارت اسرائیل در بانکوک را به تسخیر درآورده و 12 نفر را گروگان گرفتند. آن ها پرچم PLO را بر فراز ساختمان به احتزاز درآوردند، و تهدید نمودند که درصورت عدم آزاد سازی 36 زندانی PLO [از زندان های اسرائیل]، گروگان ها را خواهند کشت. ساختمان به محاصره ی نیروهای نظامی و پلیس تایلند درآمد. گزینه ی عملیات نجات از سوی اسرائیل مدنظر قرار گرفت، اما رد شد. از نظر لجستیکی، انجام عملیات نجات غیرممکن به نظر می رسید، و همچنین این باور بود که بعلت اینکه سفارت اسرائیل در قسمت شلوغ مرکز شهر بانکوک است، دولت تایلند هیچ گاه اجازه نخواهد داد که عملیاتی انجام پذیرد که در آن احتمال تیراندازی وجود داشته باشد. از آنجایی که خواسته های آن ها [گروگان گیران] مورد قبول واقع نشد، مذاکرات منتج به رهایی تمامی گروگان ها و انتقال مبارزین سپتامبر سیاه از طریق خط امن پروازی به قاهره شد.

 

در روز 14 ژانویه 1973 موساد از طرح ترور گلدا میر آگاهی یافت، هنگامی که یک خبرچین اسرائیلی (Sayan) [که البته این قسمت در متن جدید حذف شده است و اصولاً توضیح واژه ی سایان کمی سخت و نیازمند توضیح بیشتر است. ولی خبرچین، عنوان مناسبی برای معادل سازی کار سایان هاست.] یا خبرچینی محلی، به موساد اطلاع داد که وی دو تماس تلفنی از یک تلفن عمومی (تلفن سکه ای - PayPhone) داشته است که در بلوک آپارتمانی است که گاهی اعضای PLO در آن اقامات می گزینند. وی عنوان داشت که تماس ها به زبان عربی بود. به زبان کد صحبت می شد و گوینده عنوان می داشت که «زمان تحویل شمع های تولد برای جشن رسیده است.». زوی زمیر، رئیس موساد، متفاعد شد که دستور کدها به حمله ای قریب الوقوع ارتباط دارد. زمیر بر این باور رسید که حمله به سفارت در بانکوک، حمله ای انحرافی برای حمله ای بزرگتر است، به این علت که حمله کنندگان به سادگی تسلمی شدند، چیزی که وی از گروهی خوب آموزش دیده شده، دارای منابع مالی، با استراتژی، زیرک و با انگیزه نظیر سپتامبر سیاه انتظار نداشت. زمیر اینطور ترجمه کرد که منظور از «شمع های تولد»، می تواند اشاره به تسلیحات، و به احتمال زیاد شمع دلالت بر راکت می کند. زمیر احتمال حمله ی قریب الوقوع را به سفر قریب الوقوع میر مرتبط دانست، و حدس زد که سپتامبر سیاه برنامه ای برای هدف قرار دادن هواپیمای میر دارند. زمیر به یکی از واحد های کاتسا موساد [یکی از شاخه های افسران اطلاعات موساد که وظیفه ی جمع آوری اطلاعات و انتقال مأموران موساد را بعهده داشته و معادل کیس آفیسر ها (Case Officers) یا مأمورین کنترل اوضاع سازمان سیا هستند.] را به رم فرستاد، و خود به همراه یک تیم از افسران موساد به رم سفر نمود. زمیر با مسئول واحد تحقیق و بازرسی و عملیات ویژه ایتالیا (DIGOS - General Investigations and Special Operations Division)، واحد ضد تروریسم ایتالیا، دیدار نمود و نگرانی های خود را در میان گذاشت. افسرانDIGOS به بلوک آپارتمانی که تماس از آن حاصل شده بود حمله نموده، و دستورالعمل سلاح دوش پرتاب به زبان روسی را در آنجا پیدا نمودند. سراسر  شب، تیم DIGOS، به همراه افسران کاتسا موساد، به به آپارتمان های شناخته شده ی PLO حمله نمودند، اما هیچ مدرکی دال بر هرگونه نقشه برای ترور میر پیدا نشد. از صبح هنگام، چند ساعت قبل از رسیدن هواپیمای میر، مأمورین موساد و پلیس ایتالیا فرودگاه فیومینیسو را به محاصره ی خود درآوردند.

 

یک کاتسا موساد، مشاهده نمود که یک ون فیات در محوطه ای در نزدیکی مسیر پرواز پارک کرده است. مأمور دستور داد که خودرو از محوطه دور شود. ناگهان درب عقب باز شده و دو مبارز به روی وی آتش گشودند. مأمور نیز به سمت آن ها آتش گشود و هر دو زخمی شدند. در داخل ون، شش موشک پیدا شد. راننده با پای پیاده فرار کرد و توسط مأمور تعقیب شد. وی در حالی که در تلاش برای سرقت یک خودرو برای فرار بود، توسط یک واحد عملیاتی گشتی دیگر موساد دستگیر شد. راننده دست بسته به درون ماشین انداخته شد و به کامیونی که در نقش پست متحرک فرماندهی موساد بود برده شد و در آنجا او محل انبار موشک دوم را فاش نمود؛ پس از آنکه چندین بار از سوی مأمورین مورد ضرب و شتم قرار گرفت. کامیون به سرعت به سمت شمال براه افتاد. یک ون – کافه (Café-Van) به همراه سه لانچر موشک که از سقف آن بیرون زده بود مشاهده گردید. سپس کامیون را به ون کوبیدند که موجب چرخش آن شد و اعضای تیم شلیک را درون آن گیر انداختند و با این آسیب موجب شدند به علت وزن موشک ها، لانچرهای ثابت چرخیده و از سمت آسمان دور شوند. راننده ی بیهوش را از ون بیرون کشیده و به کنار جاده پرت کردند، و DIGOS هشدار داد که این قضیه باید شبیه به یک تصادف به نظر برسد. زمیر در نظر داشت که مبارزین فلسطینی را بکشند، اما احساس کرد که کشته شدن آن ها موجب شرمساریگلدا میر در دیدار با پاپ خواهد شد. مبارزین به بیمارستان برده شدند و سرانجام اجازه داده شد که به لیبی پرواز کنند، اما طی چند ماه، همگی بدست موساد کشته شدند.

 

 

ترور دیگر اسرائیلی ها و مقامات بین المللی

 

دو اسرائیلی که گمان می رفت عضو سرویس های جاسوسی هستند مورد هدف قرار گرفته و کشته شدند. همچنین یک مقام رسمی اسرائیلی در واشنگتن نیز بدین ترتیب به قتل رسید.باروخ کوهن (Baruch Cohen)، مأمور موساد در مادرید، در روز 23 ژانویه 1973 توسط یک جوان فلسطینی به قتل رسید. موساد پس از این ترور عملیاتی فرعی برای رهیابی و ترور قاتلین کوهن ترتیب داد، و در نهایت سه فلسطینی که در طراحی و ترور کوهن درگیر بودند، ترور شدند. ویتوریو اولیوارز (Vittorio Olivares)، یکی از کارمندان ایتالیایی ال آل (El Al) مورد ظن سپتامبر سیاه قرار گرفته و در آوریل 1973 در روم مورد هدف قرار گرفت و کشته شد.

 

966187_20150412_olivares.jpg

 

ویتوریو اولیوارز

 

وابسته نظامی اسرائیل در ایالات متحده، کلنل یوسف آلون (Yosef Alon)، در روز اول جولای 1973 در شوی چیس مریلند ترور شد. قاتل آلون هیچ گاه بصورت رسمی شناسایی نشد، و FBIپس از ناتوانی در شناسایی مجرمین، تحقیقات را خاتمه داد. اما سپتامبر سیاه طراح و تئوریسین پشت پرده ی این ترور بود. فرد برتون (Fred Burton)، معاون سابق واحد ضد تروریسم دپارتمان سرویس امنیت دیپلماتیک ایالات متحده معاون شرکت خصوصی اطلاعات و مشاوره استراتفور، تحقیق و تفحصی را انجام داد و نتیجه گرفت که قاتل آلون عضو سپتامبر سیاه بود که در سال 2011 توسط موساد به قتل رسید. آمی شاچوری که مشاور کشاورزی بود و در سفلارت اسرائیل در لندن کار می کرد، در روز 19 سپتامبر 1973 توسط سپتامبر سیاه ترور شد.

 

سپتامبر سیاه چندین حمله دیگر بصورت غیرمستقیم علیه اسرائیل بود، شامل حمله ناگهانی به دیپلمات های غربی در سفارت عربستان در خارطوم. اما این گروه بطور رسمی در دسامبر 1974 در سازمان فتح ادغام گردید.

 

Khartoum_hostage_crists.jpg

 

یکی از شبه نظامیان سپتامبر سیاه در جریان تسخیر سفارت عربستان در خارطوم

 

 

واکنش اعراب

 

موج اول ترورها از اکتبر 1972 تا اوایل 1973، موجب آشفتگی و سردرگمی در میان مسئولان فلسطینی گردید. اما حمله به لبنان – طی عملیات چشمه جوانان در آوریل 1973 – شوکی حقیقی به جهان عرب وارد ساخت. عملیات بی پروا و جسارت آمیز اسرائیل، همراه با این حقیقت که رهبران ارشد سازمان نظیر یاسر عرفات، ابو ایاد و علی حسن سلامه تنها چند یارد از محل درگیری ها فاصله داشتند، با ایجاد این باور کمک نمود که اسرائیل قادر به حمله به ایشان، در هر زمان و هر مکان است. همچنین موجب عزای عمومی گردید. در مراسم تشییع قربانیان حمله، نیم میلیون نفر به خیابان های بیروت آمدند. نزدیک به شش سال بعد، یکصد هزار نفر، شامل عرفات، به همان شهر آمدند تا [شهید] سلامه را به خاک بسپارند.

 

عملیات همچنین موجب شد که برخی از دولت های عربی که کمتر مواضع رادیکال [نسبت به اسرائیل] داشتند، برای توقف حملات علیه اهداف اسرائیلی فشارهایی را به فسلطینیان وارد ساختند و تهدید نمودند که درصورت استفاده از گذرنامه این کشورها برای حمله به اهداف اسرائیلی، کمک های خود را به فلسطینیان قطع خواهند نمود. در نتیجه، برخی گروه های شبه نظامی فلسطینی، اقدام به جعل اسناد اسرائیلی [برای انجام حملات علیه اهداف این کشور] نمودند.

 

انتقادها

 

هارون کلین، در کتاب خود با عنوان «ضربت متقابل» (Striking Back)،  - که عنوان می دارد وی کتاب خود را بر پایه بخش بزرگی از مصاحبه های خام با افسران کلیدی موساد که درگیر عملیات های انتقام جویانه بودند - ادعا می کند که موساد تنها یک نفر را که مستقیماً با کشتار [واقعه المپیک مونیخ] مرتبط بود را به قتل [شهادت] رسانده است. آن مرد، آتف بسیسو (Atef Bseiso) بود که در سال 1992 در پاریس به قتل رسید. کلین ادمه می دهد که اطلاعات درمورد وائل زعیتر (Wael Zwaiter)، اولین فلسطینی که مرد [به شهادت رسید]، تأیید نشده و غیر قابل استناد بود. با نگاهی به گذشته، ترور وی یک اشتباه بود. او همراه با جزئیات، عنوان می دارد که طراحان اصلی و مجریان مونیخ، در میان محافظین خود در بلوک شرق و جهان عرب پنهان شده بودند و اسرائیل نمی توانست بدان ها دست پیدا نماید. بیشتر کسانی که کشته شدند، شخصیت های سطح پایین فلسطینیان بودند که در سراسر اروپای غربی سرگردان و بدون محافظ بودند. "مقامات امنیتی اسرائیلی عنوان داشتند که این مردان کشته شده مسئول رخداد مونیخ بودند، بیانیه های PLO برای آن ها تنظمی شد که بدان ها وجهه ای مهم بخشید، و بدین ترتیب تصویری از موساد بدست آمد که قدرت تجارت مرگ [ترور] آن افزون و افزون تر خواهد شد." کارکرد عملیات نه تنها تنبیه مرتکبین جنایت مونیخ، که سردرگمی و بازدارندگی اقدامات تروریستی آتی بود. کلین می نویسد : "برای هدف ثانویه، یک عضو فعال مرده ی PLO به خوبی دیگری بود [منظور نویسنده این است که اگر قادر به یافتن فرد از قبل نشان گذاری شده نمی شدند، ترور عضو فعالی دیگر به همان اندازه برای ایشان مطلوبیت داشت.]. کلین از یکی از منابع ارشد اطلاعاتی نقل قول می کند : "خون ما به جوش آمده بود. وقتی اطلاعات ما دلالت بر یک نفر می نمود، ما با ذره بین به دنبال بررسی آن راه نمی افتادیم. [منظور این است که صحت و سقم اطلاعات مربوط را چندان به دقت مورد بررسی قرار نمی دادیم.]".

 

ابو داوود، یکی از طراحان اصلی عملیات مونیخ، قبل از اکران فیلم مونیخ [فیلم Munich به کارگردانی استیون اسپیلبرگ که روایتگر عملیات خشم خدا و تبعات آن بود.] در مصاحبه ها عنوان داشت : "من در سال 1995 به رام الله بازگشتم، و اسرائیل می دانست که من طراح عملیات مونیخ بودم". رهبر سپتامبر سیاه، ابو ایاد، همچنین توسط اسرائیل کشته نشد، اگرچه وی در سال 1991 در تونس، توسط سازمان ابو نضال ترور شد. رئیس سابق موساد زوی زمیر عکس این موضوع را در مصاحبه ای در سال 2006 عنوان داشت، هنگامی که وی گفت "اسرائیل بیشتر علاقه داشت تا به بنیان ها و زیربنای سازمان های تروریستی در اروپا حمله نماید تا کسانی که مستقیماً مسئولیت مونیخ را بعهده داشتند". "ما چاره ای جز آغاز تدابیر بازدارنده نداشتیم."

 

با تداوم عملیات ها، بستگان مقتولین مونیخ از وقایع مطلند. سیمون ریو می نویسد که برخی [از این عملیات] حمایت می کردند، در حالی که دیگران، شامل همسر آندره اشپیلتزر (Andre Splitzer) شمشیر باز، نسبت به آن دمدمی مزاج بودند [گاهی حمایت و گاهی انتقاد می کردند.]. همسر افسر موساد ترور شده، باروخ کوهن، این عملیات، بویژه عملیات های جانبی که علیه قاتلین همسر وی انجام گرفت را، انزجار آمیز [در اصل تهوع آمیز  Sickening ] دانست.

 

براساس گفته های رونن برگمن (Ronen Bergman - مسئول تهیه اخبار امنیتی روزنامه ی اسرائیلی یعودیت آهرونوث و کارشناس موساد) : "این عملیات بیشتر تروریسم PLO را خارج از مرزهای اسرائیل متوقف ساخت. آیا آن به هر طریقی، به آوردن صلح در خاورمیانه کمکی نمود؟ خیر. از دیدگاه استراتژیک، آن یک شکست کامل بود."

 

مأمور سابق کاتسا موساد ویکتور آستروفسکی عنوان داشت که برنامه میر موساد را زمین گیر نمود، بعبارت دیگر تمرکز سنگین روی مردم و عملیات های PLO، انرژی زیادی از آن ها برای جمع آوری اطلاعات از همسایگان اسرائیل گرفت. این موجب اشتباه موساد در از دست دادن علائم هشدار دهنده جنگ یوم کیپور [نبرد Yom Kippur یا جنگ رمضان که با حمله ی غافلگیرانه ی مصر، سوریه، عراق و اردن به اسرائیل در روز یوم کیپور که در ابتدا با پیروزی های چشمگیر ارتش مصر همراه شد، اما با طرح متهورانه ی آریل شارون، عملیات به گونه ای پیش رفت که در نهایت تنها وساطت و هشدار شوروی بود که اسرائیل را از تسخیر دمشق و قاهره منصرف نمود.] در سال 1973 گردید که موجب غافلگیر شدن نیروهای دفاعی اسرائیل شد.

 

 

در فرهنگ عامه

 

کتاب تحت عنوان «انتقام : داستانی واقعی از یک تیم ضد تروریست اسرائیلی» نوشته روزنامه نگار کانادایی، جرج یوناس (George Jonas) در سال 1984، داستان یک جوخه ی ترور اسرائیلی از نگاه رهبر تیم ترور و مأمور سابق موساد، آونر را نقل می کند.

 

Vengeance_George_Jonas_book_1984_first_e

 

آونر ادعا می شود نامی ساختگی برای یووآل آویو (Yuval Aviv)، یک اسرائیلی که در حال حاضر آژانس تحقیقات در شهر نیویورک را اداره می کند، بوده است [و در سال 1981 یوناس به سراغ آویو که عنوان می شد در این عملیات نقش داشته است، رفته و اطلاعاتی را از وی کسب نموده بود.]. با این وجود، یوناس انکار می کند که آویو، منبع وی برای نگارش «انتقام» [منظور، عنوان کتاب وی است] بوده است، اگرچه منابع مستقل، تأیید بررسی مستندات پشت گفته های یوناس را صورت نداده اند. یوناس به مسئول سابق سرویس امنیتی پلیس سلطنتی کوهستان کانادا [از شاخه های سابق پلیس سلطنتی کوهستان کانادا]، جان استارنس (John Starnes) استناد نمود، که عنوان داشته بود به منابعی که داستان را روایت نموده اند، اعتماد دارد. جدای از این، مسئول وقت موساد، زوی زمیر عنوان داشته بود که وی هرگز آویو را نمی شناخته است. چندین افسر سابق موساد که در عملیات خشم خدا مشارکت داشتند نیز به روزنامه نگاری انگلیسی عنوان داشتد که نسخه عنوان شده وقایع توسط یووآل آویو دقیق نیست. پس از انتشار کتاب ر سال 1984، کتاب در لیست بهترین فروش کتاب های تخیلی و غیر تخیلی بریتانیا قرار گرفت. پس از آن، دو فیلم از کتاب انتقام، اقتباس نمودند. در سال 1986، مایکل اندرسون فیلمی را برای HBO ساخت با نام شمشیر گیدئون (Sword of Gideon). استیون اسپیلبرگ دومین فیلم را بر این اساس، در دسامبر 2005 ساخت با عنوان مونیخ (Munich). هر دو فیلم از عنوان ساختگی یووآل آویو، آونر استفاده کرده و بخشی از آن را به حساب خود تغییر دادند.

 

munich3.jpg

 

فیلم زیبای مونیخ؛ اثر استیون اسپیلبرگ

 

 

 

پایان

 

منبع : http://www.military.ir/forums/topic/29759-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7/

 

مطالب مرتبط :

 

برچسب ها مقاله , عملیات , نظامی ,
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
وبگاه میلیتاری یکی از جامع ترین وب سایت های حوزه نظامی در ایران می باشد. این وبگاه کار رسمی خود را از شهریور ماه سال 92 آغاز کرد. همواره هدف و تلاش این وبگاه خدمت به حوزه نظامی کشور عزیزمان ایران بوده و وابسته به هیچ جناح و گروه خاصی نیست. از شما دعوت می شود با پیوستن به این وبگاه برای ما دلگرمی بزرگی باشید.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 578
  • کل نظرات : 90
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 137
  • آی پی امروز : 255
  • آی پی دیروز : 286
  • بازدید امروز : 1,689
  • باردید دیروز : 2,243
  • گوگل امروز : 113
  • گوگل دیروز : 131
  • بازدید هفته : 3,932
  • بازدید ماه : 26,590
  • بازدید سال : 732,548
  • بازدید کلی : 2,838,663
  • کدهای اختصاصی