close
تبلیغات در اینترنت
ترور شاهزاده ی سرخ
loading...

میلیتاری (Military) |مقالات نظامی

موساد جستجو برای دست یافتن به علی حسن سلامه، ملقب به شاهزاده ی سرخ را ادامه داد؛ کسی که مسئول نیروی 17 (Force 17) و به اعتقاد اسرائیل، مسئول اصلی عملیات های سپتامبر سیاه و مغز متفکر پشت کشتار مونیخ بود. این باور توسط مقامات رسمی سپتامبر سیاه به چالش کشیده شد، که گفته می شد در حالی که وی…

آخرین ارسال های انجمن

ترور شاهزاده ی سرخ

عادل خوجه بازدید : 930 پنجشنبه 29 بهمن 1394 نظرات ()

موساد جستجو برای دست یافتن به علی حسن سلامه، ملقب به شاهزاده ی سرخ را ادامه داد؛ کسی که مسئول نیروی 17 (Force 17) و به اعتقاد اسرائیل، مسئول اصلی عملیات های سپتامبر سیاه و مغز متفکر پشت کشتار مونیخ بود. این باور توسط مقامات رسمی سپتامبر سیاه به چالش کشیده شد، که گفته می شد در حالی که وی در حملات بسیاری در اروپا نقش داشته است، ولی سلامه ارتباطی به وقایع مونیخ نداشته است.

 

 

1~1.jpg    2~0.jpg

 

تصویر سمت راست : علی حسن سلامه در میان یاسر عرفات، رهبر فقید فلسطینیان و صائب سلام، نخست وزیر وقت لبنان

تصویر سمت چپ : علی حسن سلامه در حال دست دادن با پیر جمیل، بنیانگزار حزب فالانژیست لبنان. پسر پیر جمیل، بشیر نیز در بین این دو دیده می شود.

 

تقریباً یک سال پس از مونیخ، موساد به این باور رسید که بالاخره سلامه را در شهری کوچک در نروژ به نام لیل همر شناسایی کرده اند. در روز 21 جولای 1973، در پی واقعه ای که به واقعه ی لیل همر معروف شد، یک تیم از مأمورین موساد احمد بوشیخی (Ahmed Bouchikhi)، پیشخدمت مراکشی الاصل را ترور نمودند. فردی که اصلاً ارتباطی با حمله ی مونیخ و سپتامبر سیاه نداشت و در پی شناسایی غلط بوشیخی (که فکر می کردند علی حسن سلامه است.)، به قتل رسید.

شش مأمور مساد، شامل دو زن، توسط پلیس محلی دستگیر شدند در حالی که دیگر اعضای گروه، شامل رهبر تیم، مایکل هراری به اسرائیل گریختند. پنج عضو دستگیر شده محکوم به مشارکت در قتل و زندانی شدند، اما در سال 1975 آزاد شده و به اسرائیل بازگشتند. ویکتور استروفسکی ادعا می می کند که سلامه با استفاده از ارائه ی اطلاعات غلط درخصوص محل سکونت خود، از موساد استفاده ی ابزاری نمود.

 

 

Ahmed_Bouchiki.jpg

 

بازسازی صحنه ی ترور احمد بوشیخی در لیل همر

 

 

در ژانویه ی 1974، مأمورین موساد بطور مخفیانه عازم سوئیس شدند؛ پس از دریافت اطلاعاتی که حاکی از ملاقات احتمالی سران PLO با سلامه در یک کلیسا در روز 12 ژانویه بود. دو تروریست در زمان ملاقات وارد کلیسا شدند، و با سه مرد عرب مواجه شدند. یکی از آنها به سمت سلاح خود می رود، اما هر سه نفر بلافاصله هدف قرار گرفته و کشته شدند. مأمورین موساد جستجو برای یافتن سلامه را در کلیسا ادامه می دهند، اما موفق به یافتن وی نمی شوند. در زمانی کوتاه، تصمیم بر لغو عملیات و فرار گرفته می شود.

 

مدت کوتاه پس از آن، سه مأمور موساد برای ملاقات با منبعی که پیشنهاد ارائه اطلاعاتی درخصوص سلامه را داشت، عازم لندن شدند. هنگامی که منبع، قادر به حضور در ملاقات نمی شود، اعضای تیم مضنون می شوند که در حال تعقیب هستند. یک قاتل اجاره ای زن موفق به اغوای یکی از مأموریت در یک هتل می شود و وی را در اتاق هتل به قتل می رساند. اعضای تیم موساد سه ماه بعد زن قاتل را در آمستردام پیدا می کنند، و در روز 21 آگوست وی در نزدیک خانه خود کشته می شود در حالی که بطور غریزی در تلاش برای یافتن سلاحی برای مقابله با تیم بود. منابع محلی اذعان داشتند که وی، یک قاتل غیروابسته بود، و هیچگاه مشخص نشد که دقیقاً چه کسی برای کشتن مأمور، با وی قرارداد بسته بود. رهبر تیم کیدون بعدها برای اقدام خارج از اهداف تعیین شده ی مأموریت مورد بازخواست قرار گرفت و توبیخ شد. یکی از اعضای تیم گفت "بیشتر قربانیان ما قبل از مرگ برای جان خود التماس می کردند؛ اما نه این زن. او متفاوت بود. او التماس نکرد. او مستقیماً در چشمان ما، با نگاهی سرد و مملو از نفرت نگاه کرد. صورت وی بازتاب احساسی نبود جز تمسخر و خشم؛ قبل از آنکه ما وی را بکشیم."

 

به دنبال این حادثه، فرمانده عملیات مایکل هاراری دستور لغو عملیات ترور سلامه را داد. تیم کیدون، اگرچه تصمیم به نادیده گرفتن دستور و تلاشی دیگر برای کشتن سلامه گرفت. اطلاعات محرمانه حاکی از حضور سلامه در خانه ای در شهر تریفای اسپانیا بود. به محض رسیدن سه مأمور موساد به منزل مورد نظر، با یکی از محافظان عرب مواجه می شوند. محافظ با سلاح AK-47 خود بلافاصله تیراندازی نموده و بدین ترتیب عملیات لغو و تیم به سمت خانه ی امن می گریزند.

 

پس از واقعه ی لیل هامر، خشم جهانی برای قتل اشتباه رخ داده، موجب می شود که گلدا مایر بلافاصله دستور تعلیق عملیات خشم خدا را صادر نماید. به منظور اقناع تیم تحقیق و تفحص نروژی و در ارتباط با دستگیری مأمورین، توافق حاصل شد که موساد دارایی های خود را از اروپا فراخوان نمایند، منجمله خانه های امن، مأموران و متدهای عملیات. پنج سال بعد، تصمیم به از سرگیری عملیات تحت نظر نخست وزیر جدید مناخیم بگین (Menachem Begin) و یافتن کسانی که در لیست باقی مانده بودند گرفته می شود.

 

موساد تعقیب رفت و آمد سلامه را پس از ردیابی وی در بیروت در پائیز 1978 را آغاز می نماید. در نوامبر 1978، یک مأمور زن موساد که خود را اریکا چمبرز (Erica Chambers) معرفی کرده بود با پاسپورتی بریتانیایی که در سال 1975 صادر شده بود وارد لبنان شد و آپارتمانی را در رو وردون (Rue Verdun)، اجازه کرد؛ خیابانی که به کرات توسط سلامه مورد استفاده قرار می گرفت.

 

Erika_Chambers.jpg

 

اریکا چمبرز؛ زنی که اطلاعات رفت و آمد سلامه را در اختیار تروریست های موساد قرار داد

 

 

چندین مأمور دیگر  که دو تن از آن ها با نام های مستعار پیتر سکریور (Peter Scriver) و رونالد کولبرگ (Ronald Kolberg) بودند، با پاسپورت های بریتانیایی و کانادایی رسیدند. مدتی پس از حضور، یک دستگاه فولکس واگن با بمب پلاستیکی در کنار خیابان رو وردون پارک شد که توسط آپارتمان اجاره ای مورد مشاهده قرار می گرفت. در ساعت 3:35 بعد از ظهر روز 22 ژانویه ی 1979،  هنگامی که سلامه و چهار محافظ وی با اتومبیل شورلت استیشن واگن خود در خیابان در حرکت بودند، بمب درون فولکس با هدایت از آپارتمان اجاره ای منفجر و منجر به کشته شدن[شهادت] تمامی سرنشینان خودرو گردید.

 

assasination_ali_hassan_salameh.jpg   Salameh_3.jpg

 

Salam.jpg

 

مردان مسلح فلسطینی، در کنار خودروی نابود شده ی سلامه

 

 

پس از پنج تلاش ناموفق، موساد موفق به ترور علی حسن سلامه گردید. اگرچه، اثر انفجار منجر به کشته شدن چهار عابر بیگناه دیگر، شامل یک دانش آموز بریتانیایی و یک راهبه آلمانی و زخمی شدن 18 نفر دیگر از مردم گردید. بلافاصله به دنبال عملیات، سه مأمور موساد بدون به جا گذاشتن ردی از کشور گریختند، در حالی که برخی بر این باورند که بالای 14 مأمور در این عملیات دخالت داشتند.

 

 

00838_PPPA.jpg

 

 

گروگان گیرندگان مونیخ

 

سه نفر از هشت تروریستی که مسئولیت اجرای کشتار مونیخ را بعهده داشتند، از حمله ی نیروهای نجات آلمانی در فرودگاه فورستن فلد براک (Furstenfeldbruck) در روز ششم سپتامبر 1972 جان سالم بدر بردند و به دست آلمانی ها بازداشت شدند : جمال الغشی (Jamal Al-Ghashey)، عدنان الغشی (Adnan Al-Ghashey)، و محمد صفادی (Mohammed Safady). در روز 29 اکتبر، آن ها؛ در ازای معاوضه با گروگان هایی که با گروگان گیری پرواز شماره 615 لوفت هانزا گرفتار شده بودند؛ آزاد شدند و به لیبی منتقل شدند، و در آن جا پنهان شدند.

 

به نظر می رسد که عدنان الغشی و محمد صفادی، هر دو توسط موساد، چند سال پس از کشتار [واقعه مونیخ] ترور شده اند. الغشی هنگامی که تماسی با پسرعموی خود در گلف استیت (Gulf State) برقرار کرد شناسایی گردید و صفادی در برقراری ارتباط با خانواده ی خود در لبنان. این ادعا توسط هارون کلین (Aaron J. Klein) به چالش کشیده شد؛ چرا که وی نوشت عدنان بر اثر نارسایی قلبی در دهه ی 70 مرد و صفادی به دست مسیحیان فالانژیست در لبنان در اوایل دهه ی 80 کشته شد. اگرچه، در جولای 2005، توفیق تیراوی (Tawfiq Tirawi)، از کهنه سربازان PLO به کلین گفت که صفادی، که تیراوی ادعا می کرد که دوست نزدیک وی است، زنده است. جمال الغشی نیز در شمال آفریقا پنهان شد، و باور این است که وی در تونس زندگی می کند. آخرین بار وی در سال 1999 دیده شد، هنگامی که وی با کارگردان کوین مک دونالد (Kevin MacDonalad) برای مستند یک روز در سپتامبر (One Day in September) مصاحبه نمود.

 

 

سایر اقدامات

 

در کنار ترورهای مستقیم، موساد از ابزار گوناگون دیگری برای دادن پاسخ به کشتار مونیخ و بازدارندگی آتی اقدامات تروریستی استفاده نمود. موساد یک رشته عملیات «نامه های بمبی» (Letter Bombs) را بر علیه مقامات فلسطینی در سراسر اروپا براه انداخت. بنی موریس (Benny Morris) تاریخدان می نویسد که این حملات موجب جراحت های غیرمرگبار برای اهداف می گردید، که شامل افرادی در الجزایر و لیبی، دانش آموزان فلسطینی فعال در بن و کپنهاک، و مقامات هلال احمر در استکهلم بود. کلین همچنین خبر از واقعه ای در قاهره داد که طی آن به علت بد عمل کردن بمب، موجب رهایی یافتن دو هدف فلسطینی گردید.

 

مأمور سابق موساد کاتسا، ویکتور آستروفسکی اذعان می دارد که موساد همچنین به تاکتیک های جنگ روانی نظیر صدور اعلامیه های درگذشت مبارزین زنده و ارسال اطلاعات محرمانه شخصی به دیگران دست می زد. ریو اظهار می دارد که موساد به مقامات سطح پایین فلسطینی تماس برقرار نموده و پس از افشاء اطلاعات شخصی ایشان، آن ها را از هرگونه همکاری و مشارکت در فعالیت های فلسطینیان بر حذر می داشت. جاسوس بریتانیایی، گوردون توماس (Gordon Thomas) می نویسد که چند ساعت قبل از آنکه هر مبارز ترور شود، خانواده ی ایشان یک دسته گل به همراه کارت تسلیتی دریافت می داشتند که روی آن نوشته شده بود : «یک یادگاری که بدانید ما نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم.». توماس همچنین اظهار می دارد که پس از هر قتل، واحد جنگ روانی موساد نکاتی را درمورد مبارز کشته شده برای روزنامه های عربی زبان سراسر خاورمیانه فاش می کرد.

 

 

دیگر ترورها

 

جندین ترور یا تلاش برای ترور دیگر نیز منتسب به عملیات «خشم خدا» بوده است، اگر چه درخصوص اینکه موساد پشت آن ها بوده است یا سایر گروه های جدا شده فلسطینی، تردید وجود دارد.

 

images~1.jpg    Abu_Nidal_1976.gif

 

صبری خلیل البنا معروف به ابو نضال؛ بنیانگزار سازمان ابو نضال - تصویر سمت چپ : ابونضال در سال 1976

 

 

اولین ترور در چهارم ژانویه 1978 رخ داد، هنگامی که سعید حمامی (Said Hammami)، جانشین PLO در لندن، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد. این شک وجود دارد که ترور، کار موساد بوده است یا سازمان ابو نضال (Abu Nidal Organization). در سوم آگوست 1978، عزالدین کلک (Ezzedine Kalak)، رئیس دفتر PLO در پاریس، و معاون وی حمد عدنان (Hamad Adnan) در دفتر خود در ساختمان اتحادیه عرب کشته شدند. سه عضو دیگر اتحادیه عرب و کارکنان PLO زخمی شدند. این حمله نیز معلوم نیست کار موساد بوده است یا سازمان ابو نضال. در روز 27 جولای 1979، زهیر محسن (Zuheir Mohsen)، مسئول عملیات های نظامی PLO در کان فرانسه ترور شد؛ درست پس از خروج از کازینو. مسئولیت این عملیات بعهده موساد، دیگر فلسطینیان و یا احتمالاً مصری ها بود. در یکم ژوئن 1981، نعیم خادر (Naim Khader)، جانشین PLO در بلژیک، در شهر بروکسل ترور شد. مقامات رسمی دفتر اطلاعات و ارتباطات PLO در بروکسل بیانیه ای صادر کردند که در آن، اسرائیل را متهم به دست داشتن در این ترور نمودند. ابو داوود (Abu Daoud)، یکی از فرماندهان سپتامبر سیاه که عنوان شده بود در طراحی حمله مونیخ کمک نموده است، در روز 1 آگوست 1981 چندین بار مورد هدف گلوله ی افراد مسلح در کافه هتل ورشو قرار گرفت. داود از این حمله جان سالم به در برد. مشخص نیست این حمله توسط موساد و یا دیگر گروه های جدا شده ی فلسطینی صورت پذیرفته است. داود عنوان داشت که حمله توسط مأمور دو جانبه ی فلسطینی موساد، که سال ها بعد به قتل رسید انجام پذیرفته است. در روز اول مارس 1982، نبیل وادی ارانکی (Nabil Wadi Aranki)، از مقامات PLO در مادرید کشته شد. در روز هشتم ژوئن 1992، مسئول اطلاعات PLO آتف بسیسو (Atef Bseiso) در پاریس هدف گلوله ی دو فرد مسلح مجهز به صدا خفه کن قرار گرفت و کشته شد. در حالی که PLO و کتابی نویسنده ی اسرائیلی هارون کلین نوشته است، موساد را مقصر این ترور دانستند، اما گزارشاتی دیگر حاکی از دست داشتن سازمان ابو نضال بوده است.

 

 

پایان قسمت دوم

 

منبع : 

 

http://www.military.ir/forums/topic/29759-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7/#entry487924

 

 

ادامه دارد...

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
وبگاه میلیتاری یکی از جامع ترین وب سایت های حوزه نظامی در ایران می باشد. این وبگاه کار رسمی خود را از شهریور ماه سال 92 آغاز کرد. همواره هدف و تلاش این وبگاه خدمت به حوزه نظامی کشور عزیزمان ایران بوده و وابسته به هیچ جناح و گروه خاصی نیست. از شما دعوت می شود با پیوستن به این وبگاه برای ما دلگرمی بزرگی باشید.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 578
  • کل نظرات : 90
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 137
  • آی پی امروز : 66
  • آی پی دیروز : 227
  • بازدید امروز : 675
  • باردید دیروز : 2,562
  • گوگل امروز : 23
  • گوگل دیروز : 119
  • بازدید هفته : 675
  • بازدید ماه : 23,333
  • بازدید سال : 729,291
  • بازدید کلی : 2,835,406
  • کدهای اختصاصی