close
تبلیغات در اینترنت
عملیات خشم خدا ؛ عملیات تلافی جویانه موساد رژیم صهیونستی
loading...

میلیتاری (Military) |مقالات نظامی

عملیات خشم خدا     عملیات «خشم خدا» که با نام «عملیات سرنیزه» نیز شهرت دارد، عملیاتی پنهانی بود که توسط موساد هدایت می شد و به منظور ترور اشخاصی بود که مضنون به مشارکت در کشتار مونیخ بودند. ماجرایی که در آن 11 عضو تیم المپیک اسرائیل کشته شدند. هدف عملیات، اعضاء موثر…

آخرین ارسال های انجمن

عملیات خشم خدا ؛ عملیات تلافی جویانه موساد رژیم صهیونستی

عادل خوجه بازدید : 721 سه شنبه 27 بهمن 1394 نظرات ()

عملیات خشم خدا

 

 

عملیات «خشم خدا» که با نام «عملیات سرنیزه» نیز شهرت دارد، عملیاتی پنهانی بود که توسط موساد هدایت می شد و به منظور ترور اشخاصی بود که مضنون به مشارکت در کشتار مونیخ بودند. ماجرایی که در آن 11 عضو تیم المپیک اسرائیل کشته شدند. هدف عملیات، اعضاء موثر گروه های میلیشیای مسلح سپتامبر سیاه (Black September) و سازمان آزادیبخش فلسطین – ساف (Palestine Liberation Organization – PLO) بود. با اجازه مستقیم از نخست وزیر وقت اسرائیل، گلدا میر (Golda Meir) در پاییز 1972، عملیات آغاز و بیش از 12 سال ادامه یافت.

 

golda_meir.jpg    Dayan.jpg

 

گلدا مایر؛ نخست وزیر و موشه دایان؛ وزیر دفاع وقت اسرائیل

 

تاریخچه

 

دو روز پس اتز کشتار مونیخ در المپیک تابستانی 1972، ده پایگاه آموزشی PLO در سوریه و لبنان هدف قرار گرفت. نخست وزیر گلدا میر کمیته ی X را تشکیل داد؛ گروهی کوچک از مسئولین دولتی که به منظور بررسی نحوه ی پاسخگویی اسرائیل به این عملیات شکل گرفته و در رأس آن، گلدا میر و موشه دایان (Moshe Dayan) وزیر دفاع وقت اسرائیل حضور داشتند. وی همچنین ژنرال آهارون یاریو (Aharon Yariv) را به عنوان مشاور ضد تروریسم خود منسوب نمود. وی، به همراه رئیس وقت موساد زوی زمیر (Zvi Zamir)، نقش اصلی را در هدایت عملیات بعهده داشتند. کمیته به این نتیجه رسید که برای ایجاد بازدارندگی آتی انجام وقایع خشونت آمیز علیه اسرائیل، می بایست کسانی را که در کشتار مونیخ دست داشته و یا از آن حمایت نموده اند را، به سبکی که در خاطره ها باقی بماند، ترور نمایند. بدلیل فشار افکار عمومی اسرائیل و افسران عالیرتبه اطلاعات، میر مایل نبود که مسئولیت آغاز عملیات وسیع ترور را بعهده بگیرد. اما وقتی سه مجاهد زنده مانده از کشتار مونیخ چند ماه پس از قائله، در ازای تقاضای هواپیما ربایانی که یک هواپیمای لوفت هانزای آلمان غربی را ربودند، توسط این کشور آزاد شدند، تمامی شک و تردیدها و بی میلی های میر برای آغاز این عملیات از بین رفت. اولین دستور کمیته برای نیروهای اطلاعاتی، تهیه لیست ترور از تمام کسانی بود که در واقعه ی مونیخ دست داشتند. این امر به کمک اعضای موثر PLO که برای موساد کار می کردند، و اطلاعاتی که از سوی سرویس های اطلاعاتی اروپایی دوست تهیه گردید، به انجام رسید. اگرچه محتویات تمام لیست ناشناخته باقی ماند، اما گزارش ها حاکی از 20 الی 35 شخص برای ترور بود؛ ترکیبی از اعضای PLO و سپتامبر سیاه. هنگامی که تهیه ی لیست پایان یافت، موساد مسئول مکان یابی اشخاص مذکور در لیست و ترور ایشان گردید.

 

 

Yariv.jpg    zamir1.jpg

 

آهارون یاریو (سمت جپ)؛ مشاور ضد تروریسم گلدا مایر و زوی زمیر (سمت راست)، رئیس وقت موساد

 

 

بحران در برنامه ریزی، ایده ی «انکار قابل باور» بود که می بایست اثبات هرگونه ارتباط مستقیم بین تروریست ها و اسرائیل را ممکن سازد. بعلاوه، عملیات بطور کل می بایست موجب وحشت گروه های شبه نظامی فلسطینی شود. طبق گفته ی دیوید کیم چی (David Kimche)، قائم مقام اسبق موساد، "هدف عملیات نه تنها گرفتن انتقام، که در اصل ترساندن آن ها (فلسطینی ها) بود. ما می خواستیم آن ها را واداریم همواره از روی شانه به عقب نگاه کنند (در فکر این باشند که در حال تعقیب هستند) و احساس کنند که ما به دنبال آن ها هستیم. و پس از آن، ما نیازی نداشته باشیم که کارها را با شلیک به آن ها در خیابان انجام دهیم. به این آسانی. منصفانه.".

 

ظاهراً کسی که تیم ها را بوجود آورد و هدایت کرد، میخائیل هاراری (Michael Harari)، مأمور موساد ]که در برخی منابع، وی را مأمور 007 اسرائیل نامیده اند.[ بود، اگر چه برخی ممکن است همیشه تحت مسئولیت دولت نبودند.

 

Michael_Harari.jpeg

 

میخائیل (مایکل) هاراری؛ فرمانده اصلی عملیات خشم خدا

 

سیمون ریو (Simon ریو)، نویسنده توضیح می دهد که تیم موساد - که نام جوخه های ترور از حروف الفبای عبری برداشت شده بود – متشکل بود از :

 

... پانزده نفر که در پنج جوخه تقسیم شده بودند : "Aleph"، دو قاتل آموزش دیده، "Bet"، دو محافظ که می بایست سایه Aleph باشند (مراقب آن ها باشند)، دو مأمور ک می بایست پوششی برای سایر اعضای گروه را فراهم آورند از طریق اجاره هتل ها، آپارتمان ها، ماشین ها و ...، "Ayin"، که شامل شش الی هشت مأمور بودند که ستون فقرات عملیات را شکل می دادند، اهداف را تعقیب می کردند و راه فرار را برای جوخه های Aleph و Bet فراهم می کردند؛ و "Qoph"، دور مأمور که متخصص در ارتباطات بودند.

 

این، مشابه توصیف مأمور سابق موساد کاتسا، ویکتور آستروفسکی (Victor Ostrovsky)، از تیم ترور موساد، کیدون (Kidon) بود. در حقیقت، آستروفسکی در کتاب خود می گوید نیروهای کیدون بودند که ترورها را انجام می دادند. این امر از سوی گوردن توماس (Gordon Thomas) نویسنده نیز مورد تأیید قرار گرفت که به خلاصه گزارشاتی دسترسی داشت که توسط هشت عضو کیدون و 80 عضو تیم پشتیبانی که در ترورها دخیل بودند به ثبت رسیده است.

گزارش دیگری توسط هارون جی. کلین (Aaron J. Klein) نویسنده می گوید این تیم ها در حقیقت بخشی از واحدهایی بودند که با عنوان «قصیریه» (Caesarea) نامیده می شدند، که تحت نام جدید کیدون در اواسط دهه هفتاد سازماندهی شدند. از قضا هاراری فرماندهی سه تیم قیصیریه که هر کدام 12 عضو داشت را بعهده داشت. آن ها به جوخه های پشتیبانی، تعقیب و مراقبت و ترور تقسیم شده بودند.

 

یکی از تیم های پنهانی موساد پس از واقعه ی لیل همر (Lillehammer) نروژ (که در ادامه بدان اشاره خواهیم داشت) شناسایی شدند. شش عضو تیم ترور موساد توسط دولت نروژ بازداشت شدند و هاراری نیز به اسرائیل گریخت. بلافاصله پس از آن مجله تایم در مقاله ای، از 15 عضو تیم ترور موساد یاد کرد که این مشابه تعاریفی بود که در بالا بدان اشاره گردید.

 

اما ادعای متفاوتی در کتاب «انتقام» (Vengeance) مطرح گردیده است. جایی که نویسنده براساس منابع خود اظهار داشته است که موساد یک گروه پنج نفره از نیروهای آموزش دیده اطلاعاتی تشکیل داده بود که تحت هدایت وی (منبع نویسنده) در اروپا فعالیت می کرد. کتاب همچنین عنوان می دارد که فعالیت تیم، خارج از کنترل و هدایت دولتمردان بود و تنها رابط آن ها، هاراری بود.

 

چند ساعت قبل از هر ترور، خانواده ی هر یک از قربانیان گل هایی را دریافت می داشتند که حاوی یک پیام تسلیت و اظهار همدردی بود : «یک یادبود ]که بدانید[ ما فراموش نمی کنیم یا نمی بخشیم!».

] البته به نظر می رسد مقصود نویسنده، «پس از ترور» بوده است. ولی امری که مسلم است این است که این دسته گل ها و پیام ها ارسال می گردید. [

 

 

عملیات ها

 

1988-1972

 

اولین ترور در روز 16 اکتبر 1972 رخ داد. وقتی که وائل زعیتر (Wael Zwaiter) فلسطینی در رم کشته شد ]به شهادت رسید[. مأمور موساد در انتظار بازگشت وی از نهار بود، و دوازده بار به وی شلیک کرد. پس از شلیک، آن ها به «خانه امن» (Safe House) منتقل شدند. در آن زمان زعیتر نماینده PLO در ایتالیا بود، و در حالی که اسرائیل ادعا می کرد وی یکی از اعضاء سپتامبر سیاه بوده و در طرح ناموفق حمله به یکی از خطوط هواپیمایی ال آل دخالت داشته بود، اعضای PLO هرگونه ارتباط با آن را انکار کرده بودند. ابو إیاد، معاون PLO [صلاح مصباح خلف ملقب به ابو إیاد که در سال 1991 در تونس، به قتل رسید. شایع است که دستور ترور وی را شخص صدام حسین، رئیس جمهور وقت عراق صادر کرده بود.]، عنوان کرده بود که زعیتر بطور جدی مخالف تروریسم بود.

 

Wael-Zwaiter.jpg   Wael_Zwaiter_2.JPG

 

جسد وائل زعیتر. وی 12 مرتبه هدف گلوله قرار گرفت تا پیامی واضح از سوی دولت اسرائیل به فلسطینیان ارسال شود

 

 

دومین هدف موساد، محمود همشاری (Mahmoud Hamshari)، نماینده ی PLO در فرانسه بود. اسرائیل معتقد بود که وی رهبر سپتامبر سیاه در فرانسه است. موساد با استفاده از یک مأمور در پوشش یک خبرنگار ایتالیایی، وی را فریفتند تا آپارتمان خود را در پاریس ترک نماید تا تیم بمب گذار بتواند بدان نفوذ نموده و بمبی را زیر میز تلفن وی نصب نمایند. در روز هشتم دسامبر 1972، مأمور در پوشش خبرنگار به آپارتمان وی تلفن کرد و درخواست صحبت با همشاری را نمود. به محض اینکه همشاری پشت خط قرار گرفت، مأمور به دیگر اعضای تیم خبر داده و ایشان بمب را منفجر نمودند. همشاری جراحت مرگباری برداشت، اما بلافاصله نمرد. وی آنقدر زنده ماند تا شرح ماوقع را برای کارآگاهان پاریسی تعریف نماید. چند هفته بعد، محمود همشاری در بیمارستان درگذشت [به شهادت رسید] . وی در مصاحبه ای که روز پس از بحران گروگان گیری انجام داده بود، گفته بود که وی نگرانی ای از بابت جان خود ندارد، اما طعنه به شیطان نیز نمی زند. این ترور، اولین ترور از سری ترورهای موساد بود که در فرانسه اتفاق افتاد. تروری دیگر در لندن رخ داد و یک فعال فلسطینی در ساعت شلوغی، به زیر اتوبوس انداخته شد.

 

در شب 24 ژانویه 1973، حسین البشیر (اردنی - Hossein Al-Bashir)، نماینده ی فتح در قبرس، چراغ اتاق خود را در هتل المپیک شهر نیکوزیا خاموش نمود. لحظاتی بعد، بمب قدرتمندی که زیر تخت خواب وی جاسازی شده بود منفجر شد که به کشته شدن وی و نابود شدن اتاق انجامید. اسرائیل معتقد بود که وی، رهبر سپتامبر سیاه در قبرس بود. نظریه ای دیگر برای ترور وی حاکی از این بود که وی بعلت ارتباطات نزدیک با کا گ ب به قتل رسید.

 

در ششم آوریل 1973، باسل الخبیسی (Basil Al-Kobbaisi)، پروفسور حقوق دانشگاه امریکایی بیروت (American University of Beirut)، بعلت ظن اسرائیل در دست داشتن وی در تهیه و پشتیبانی لجستیکی تسلیحاتی سپتامبر سیاه و نقش داشتن در سایر نقشه های فلسطینی ها، در پاریس و در حال بازگشت به منزل برای ناهار، ترور شد. به مانند ترور قبلی (ترور وائل زعیتر)، توسط دو تن از مأمورین موساد و با دوازده گلوله کشته شد [به شهادت رسید]..

 

سه هدف نشان گذاری شده در لیست موساد، مجتمعی بشدت محافظت شده در لبنان زندگی می کردند که فراتر از دستیابی روش های قبلی ترور بود. به منظور ترور آن ها، عملیات چشمه جوانان (Operation Spring of Youth) اجرا شد که عملیاتی فرعی از مجموعه ی بزرگتر عملیات «خشم خدا» بود. در شب نهم آوریل 1973، کماندوهای سایرت متکل (Sayeret Metkal)[نیروهای ویژه IDF که معادل SAS انگلستان هستند.] ، شایتت 13 (Shayetet 13) [نیروهای ویژه دریایی اسرائیل که معادل Navy SEALS امریکا و SBS انگلستان هستند.] و سایرت زانهانیم(Sayeret Tzanhanim) [چتربازان نیروی زمینی اسرائیل – فرماندهی مرکزی] در ساحل لبنان و از قایق های تندروی که از ناوگان دریایی اسرائیل به حرکت درآمده بودند پیاده شدند. کماندوها با مأمورین موساد ملاقات کردند و ایشان توسط ماشین هایی که روز قبل اجاره شده بودند، به مقصد رسیدند و در پایان عملیات نیز ایشان را خارج نمودند. کماندوها مانند شهروندان عادی تغییر قیافه و لباس داده و برخی از آن ها لباس زنانه پوشیدند [فرمانده این عملیات، ایهود باراک، نخست وزیر اسبق اسرائیل بود]. در بیروت، آن ها به محافظان مجتمع حمله کرده و محمود یوسف النجار (Muhammad Youssef al-Najjar -  ملقب به ابو یوسف – رهبر عملیاتی سپتامبر سیاه)، کمال عدوان (Kamal Adwan - یکی از فرماندهان عملیاتی در PLO) و کمال ناصر (Kamal Nasser - سخنگو و عضو کمیته ی اجرایی PLO) کشته شدند [به شهادت رسیدند.].

 

 

Abu_Yusuf.JPG   kamal_nassir.jpg

 

جسد بی جان ابو یوسف (سمت راست) و منزل تخریب شده ی کمال ناصر (سمت راست)

 

 

Youth.jpg

 

 

حین عملیات، دو افسر پلیس لبنانی، یک شهروند ایتالیایی و همسر نجار نیز کشته شدند. یک کماندوی اسرائیلی نیز زخمی شد. چتربازان سایرت زانهانیم به یک مجتمع که به عنوان دفتر مرکزی جبهه خلق برای آزادی فلسطین (Popular Front for the Liberation of Palestine) مورد استفاده قرار می گرفت حمله نمودند. آن ها با مقاومتی سنگین مواجه شده و دو سرباز خود را از دست دادند، اما موفق به نابودی مقر شدند. کماندوهای دریایی شایتت 13 و چتربازان همچنین به کارخانه تولید تسلیحات و مخازن سوختی PLO حمله نمودند. بین 12 تا 100 نفر [بسته به منابع مختلف] از اعضای PLO و PFLP [جبهه خلق برای آزادی فلسطین] در این حملات کشته شدند.

 

به دنبال این عملیات، سه حمله ی تروریستی دیگر نیز صورت پذیرفت. در روز 11 آوریل زعید موچاسی که پس از ترور حسین البشیر در قبرس جایگزین وی شده بود، توسط بمبی که در اتاق وی در هتل آتن جا

 

سازی شده بود به قتل رسید [به شهادت رسید.].  دو عضو پایین رتبه سپتامبر سیاه، عبدالحمید شیبی و عبدالهادی نکا نیز در ماشین خود در رم مورد حمله قرار گرفته و مجروح شدند.

 

مأمورین موساد همچنین شروع به تعقیب محمد بودیا (Mohammad Boudia)، مسئول الجزایری الاصل عملیات های سپتامبر سیاه در فرانسه [وی در حقیقت عضو PFLP بود.] نمودند. کسی که مشهور به تغییر قیافه و البته زن بازی بود. در 28 ژوئن 1973، بودیا در پاریس بوسیله بمب بسیار قدرتمندی که زیر صندلی ماشین خود تعبیه شده بود، کشته شد.[به شهادت رسید.]. [لازم به ذکر است که وی از مبارزان برجسته ی آزادی الجزایر بود و در نبردهای چریکی و برنامه ریزی ها تبحر خاصی داشت و پس از مرگ وی، کارلوس شغال، تروریست معروف جای وی را گرفت.]

 

Mohammad_Budia.jpg

 

 

در روز 15 دسامبر 1979، دو فلسطینی، علی سالم احمد و ابراهیم عبدالعزیز، در قبرس کشته شدند [به شهادت رسیدند]. طبق اظهارات پلیس، هر دو توسط سلاح های مجهز به صدا خفه کن و از فاصله ای بسیار نزدیک مورد اصابت قرار گرفتند.

 

در 17 ژوئن 1982، دو عضو ارشد PLO در ایتالیا طی حملات جداگانه به قتل رسیدند [به شهادت رسیدند.]نزیه مایر، مسئول دفتر رم PLO در بیرون از منزل مورد شلیک گلوله قرار گرفت و کشته شد. کمال حسین، معاون مسئول دفتر PLO در رم نیز توسط بمبی که در عقب صندلی خودروی وی تعبیه شده بود به قتل رسید [به شهادت رسید]؛ تنها کمتر از هفت ساعت پس از آنکه وی به خانه ی مایر مراجعه کرده و پلیس را در امر تحقیقات از ترور وی یاری نموده بود.

 

در روز 23  جولای 1982، فدل دانی، جانشین مسئول دفتر PLO در پاریس، توسط بمبی که در خودرو وی جاسازی شده بود کشته شد [به شهادت رسید.]. در روز 21 آگوست 1983، عضوPLO مأمون مریش در خودروی خود در آتن توسط دو مأمور موتورسوار موساد هدف رگبار گلوله قرار گرفت و کشته شد [به شهادت رسید.].

 

در روز دهم ژوئن 1986، خالد احمد نضال، دبیر کل یکی از شاخه های PLO، DFLP (جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین) در بیرون از هتلی در آتن، ترور شد [به شهادت رسید.]. نضال چهار بار از ناحیه ی سر مورد هدف قرار گرفته بود. در روز 21 اکتبر 1986، منذر ابو غزاله، عضو ارشد PLO و عضو شورای ملی فلسطین، توسط بمبی که در ماشین وی تعبیه شده بود، در آتن به قتل رسید.

 

همچنین در روز 14 فوریه 1988، طی انفجار خودروی بمب گذاری شده در لیماسول قبرس، ابو الحسن قسیم و حمدی عدوان فلسطینی کشته [شهید] و مروان کنافمی مجروح شدند.

 

 

پایان قسمت اول

 

منبع : http://www.military.ir/forums/topic/29759-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7/

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
وبگاه میلیتاری یکی از جامع ترین وب سایت های حوزه نظامی در ایران می باشد. این وبگاه کار رسمی خود را از شهریور ماه سال 92 آغاز کرد. همواره هدف و تلاش این وبگاه خدمت به حوزه نظامی کشور عزیزمان ایران بوده و وابسته به هیچ جناح و گروه خاصی نیست. از شما دعوت می شود با پیوستن به این وبگاه برای ما دلگرمی بزرگی باشید.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 578
  • کل نظرات : 90
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 137
  • آی پی امروز : 256
  • آی پی دیروز : 286
  • بازدید امروز : 1,765
  • باردید دیروز : 2,243
  • گوگل امروز : 115
  • گوگل دیروز : 131
  • بازدید هفته : 4,008
  • بازدید ماه : 26,666
  • بازدید سال : 732,624
  • بازدید کلی : 2,838,739
  • کدهای اختصاصی