close
تبلیغات در اینترنت
بخش دوم / جنگ نخست نادر با عثمانیها
loading...

میلیتاری (Military) |مقالات نظامی

جنگ نخست نادر با عثمانیها   ازنظر نادر و فرماندهان طرفدار وی ، عزل طهماسب موجب تقسیم و تعادل قدرت در بین دربار و ارتش گردیده بود.بعلاوه تفاهم با روس ها نیز خیال صاحب منصبان نظامی ایران را از سوی شمال راحت کرد تا فرصتی برای قدرت نمایی در برابر عثمانیها بیابند.   به همین دلایل…

آخرین ارسال های انجمن

بخش دوم / جنگ نخست نادر با عثمانیها

عادل خوجه بازدید : 913 دوشنبه 25 آبان 1394 نظرات ()
جنگ نخست نادر با عثمانیها
 
ازنظر نادر و فرماندهان طرفدار وی ، عزل طهماسب موجب تقسیم و تعادل قدرت در بین دربار و ارتش گردیده بود.بعلاوه تفاهم با روس ها نیز خیال صاحب منصبان نظامی ایران را از سوی شمال راحت کرد تا فرصتی برای قدرت نمایی در برابر عثمانیها بیابند.
 
به همین دلایل نخست سفیری را به کشور عثمانی روانه کردند و خواستار تخلیه نواحی اشغال شده ایران توسط قوای آن ها شدند.ولی عثمانی ها توجه ای به این خواسته ننمودند.
 
بنابراین ارتش ایران به سرفرماندهی شخص نادر بلافاصله به سوی نهاوند ، ملایر،سنندج و کرمانشاه سرازیر شدند و این مناطق را یکی پس از دیگری آزاد کردند.سپس بخشی از چهارپایان سپاه را به سوی خرماتو ،زهاب و مندلیج فرستادند تا به تهیه آذوقه و علوفه بپردازند و خود نیز درپی آنها به آرامی به سوی بغداد به حرکت در آمدند.برای عبور از رودخانه پر آب دجله دستور صادر شد نجاران و کشتی سازان از چوب  و نخل های خرما منطقه اطراف بغداد،1000 گمی (قایق بزرگ) ساختند.
آنگاه گروهی 40 نفره متخصص مخفیانه خود را برای نصب پل و بستن طناب شناکنان به آن سوی رود رساندند،ولی ناگهان در مقابل "منطریس و مورچل عثمانی ها بدر آمدند" و عملیات آن ها لو رفت.تعدادی از این گروه کشته شدند و بقیه ساکنان خود را نجات دادند.
 
در نیمه های یکی از شب ها نادرشاه با نیروهای ویژه خود گروه 4 هزار نفره از پل ساخته شده بر روی دجله عبور کرد و تا قبل از طلوع آفتاب توانست قلعه بغداد را در محاصره بگیرد.احمد پاشا سپهسالار عثمانی ها صبح خیلی زود خبر عبور ایرانیها از رود را شنید و در اولین عکس العمل 30 هزار جنگاور را از دروازه ها خارج کرد و آماده نبرد شد.با دمیدن آفتاب ناگهان صدا ر گورکه کرنا و سورن الله الله گویان سربازان غوغا در صحرا بیفکند، و جنگی خونین آغاز شد.
 
 
21.jpg
 
توپ های عهد افشاریه 
 
2132312131231.jpg
 
توپخانه عثمانی
 
 
توپخانه ایران نیز همزمان از آن سوی رود ، در زمانیکه احمد پاشا از بالای برج و باروی بغداد ناظر صحنه های جنگ بود ، شهر بغداد را زیر آتشباری خود گرفت.حجم آتش سنگین پوشش و چتر حمایتی خوبی برای جنگاوران نادر ایجاد کرد تا شنا خود را از رود گذارانده و در خط مقدم جبهه قرار بگیرند.بدستور نادر قایق های ساخته شده و با بکار بردن تخته های فراوان پل دیگری را بر روی رود دجله احداث کردند،آنگاه بخشی از سپاه ، تحت امر یک فرمانده عملیات آبی خاکی بر روی شناورهای متعدد ،در آن سوی حصار بغداد که مشرف بر رود بود مستقر شدند و توسط تفنگچیان حرفه ای هرنوع عبور و مرور به داخل قلعه بغداد را تحت کنترل شدید گرفتند.
 
 

محاصره شدید بزودی اوضاع داخل بغداد را به وخامت کشاند.کمبود آذوقه بسیاری را هلاک کرد و گروهی را نیز وادار به فرار نمود.علاوه بر آن روزانه چند صد نفر از اهالی به خاطر رهائی از مرگ و گرسنگی خود را از روی برج و بارو به زیر انداخته و به اردوگاه ایرانیها پناه می آوردند.
 
اما در چنین شرایطی قلعه آماده سقوط و تسلیم بود ناگهان چاپارهای سپاه نادر خبر آوردند 100 هزار ینگچری اسلامبول ، شام،حلب،دیاربکر،دمشق و مصر توسط عثمانی ها به این سوی روانند آنچناکه غوغا در میان سپاه نادر انداخت.نادر برای رویارویی با سپاه کمکی امپراطوری عثمانی 12 هزار از زبده ترین افرادش را که مجهز به تفنگ بود به مصاف عثمانی ها فرستاد تا با آتش سد کننده جلوی پیشروی آن ها را بطور موقت بگیرد.
 
سپس 30 هزار جنگاور جوشن پوش دو اسبه و 20 هزار تفنگچی جزایری که همگی کمربند طلا و نقره  و کلاه نمدی خراسانی و ابلق پهلوانی در بر داشتند به یاری آنان فرستاد .سپاه اعزامی ایران در اوایل شب خیمه ها و خرگاههای خود را برافراشتند و شبانه به آرایش نیرو پرداختند.
 
بامداد آن شب نبردی سخت و خونین آغاز شد.در همان ساعات اولیه ترک ها 20 هزار و ایرانیها 30 هزار نفر کشته و تلافت دادند و 3 هزار نفر هم از سپاه نادر اسیر شدن.بتدریج سستی در بین جنگاوران ایرانی ظاهر گشت.نادر فوراً جارچیان را به میان آن ها فرستاد و خبر رساند که بزودی نیروی های کمکی و پشتیبانی جدید از راه خواهند رسید.
 
 
thumb_32132112.png
 
نشان نظامی افشاریه
 
 
سپس غنی خان افغان و را در راس 12 هزار سرباز ابدالی افغان به کمک نفرات قراچورلو و مروی فرستاد ولی چون تشنگی شدید برجنگاوران فشار آورده بود بوسیله جارچیان سپاه به آن ها دستور داده شد عقب نشینی کنند.

آنها نیز بلادرنگ پشت به جبهه نبرد کرده شبانه خود را به حاشیه رود دجله رساندند و بسیاری نیز به این بهانه پا به فرار گذاشتند،به نوشته پیکلیت این پیروزی نتیجه اتخاذ تاکتیک  و سیاست بجای سرفرماندهی کل ارتش عثمانی بود که منطقه عملیات و جنگ را به نواحی سامره کشاد زیرا زمین این نواحی مستور از شن های روان بود و کار را بر سواره نظام ایرانی چنان سخت کرد که قدرت مانور و تحرک را از آنان گرفت.علاوه بر آن کمبود شدید آب هم که با مشک های متعدد حمل می گردید،نتوانست نیاز جنگاوران را در این صحرای گرم برآورده کند.
 
غیراز این دوعامل بسیار مهم دیگر نیز در پیروزی ترکان عثمانی موثر افتاد و آن برتری آتشبارهای توپخانه عثمانی ها بود.آن ها توپ های بزرگی را به مصافگاه آوردند سپس با اتخاذ تدابیر بسیار هوشمندانه سرداران و افسران ارشد عثمانی در امر آرایش نیرو،توانستند برتری خود را تا آخرین لحظه حفظ کنند.
 
در پی این شکست ، سپاه منهزم شده ایران به سوی همدان و کرمانشاه عقب نشستند.در اینجا تعدادی از سرکردگان ارتش به شدید ترین وجه مجازات شدند.ازجمله ترخان کرد فرمانده یک ستون 10 هزار نفره محکوم به مرگ شد و چند مین باشی (فرمانده دسته هزار نفره) را نیز گوش و بینی بریدند.سپس بار دیگر به بسیج نیرو و جمع آوری سلاح و تجهیزات جنگ پرداختند.
 

نادر برای این کار 200 هزار تومان هزینه کرد، مثلا او به کسانی که اسب 10 تومانی خود را از دست داده بودند 20 تومان خسارات پرداخت و از تمام ولایات شتر،استر،خیمه،شمشیر،سپر،جوشن،کلاهخود وباقی ابزار جنگی حتی نعل و میخ چهارپایان  جمع آوری نمود و بین لشکریان تقسیم کرد.روی هم رفته در عرض 40 روز 14 هزار اسب ،شتر،قاطر از نواحی همدان جمع و به همراه 50 هزار دست لباس بین 50 هزار جنگاور جدید تقسیم گردید.
 
سپس بار دیگر ارتش ایران بسوی بغداد روانه شد.اینبار توپال پاشا کشته شد و کربلا،حله،نجف،سلیمانیه،موصل،کرکوک به تصرف ایرانیها در آمد و بغداد نیز دوباره تحت محاصره قرار گرفت.ولی با فراررسیدت خبر شورش بزرگ محمد خان بلوچ و اعراب ناحیه حویزه ،اجرای عملیات نهایی با تردید روبرو گشت.نادر،محمد حسن خان قاجر را به همراه قشون استراباد مامور سرکوب و آرام نمودن آنان نمود وحاکم کهکیویه را نیز به همراه سپاهیان تحت امرش را به یاری وی فرستاد.
 
مجموعه این لشکریان ،اعراب شورشی را بشدت سرکوب کردند و بسیاری از سران و مشایخ آن ها از جمله شیخ احمد را برای مدتی به استراباد فرستادند تا تحت نظر قرار گیرد.متاسفانه حمله دوم به بغداد نیز به علت مشکلات مهم داخل سازمان سیاسی –نظامی ایران  که بتدریج خود را بروز می داد،دست آورد مهمی به همراه نیاورد و در نهایت منجر به پیمان صلح با احمد پاشا گردید.
 
اما در سال بعد مجدداً دوره جدید از جنگ های ایران و عثمانی در نواحی قفقاز ،داغستان و نواحی غرب آغاز شد که به تشریح مهمترین آن یعنی فتح گنجه می پردازیم.
 
 
ادامه دارد ....

بخش اول/سرگذشت آخرین فاتح شرق از ظهور تا سقوط

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
وبگاه میلیتاری یکی از جامع ترین وب سایت های حوزه نظامی در ایران می باشد. این وبگاه کار رسمی خود را از شهریور ماه سال 92 آغاز کرد. همواره هدف و تلاش این وبگاه خدمت به حوزه نظامی کشور عزیزمان ایران بوده و وابسته به هیچ جناح و گروه خاصی نیست. از شما دعوت می شود با پیوستن به این وبگاه برای ما دلگرمی بزرگی باشید.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 578
  • کل نظرات : 90
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 137
  • آی پی امروز : 65
  • آی پی دیروز : 227
  • بازدید امروز : 496
  • باردید دیروز : 2,562
  • گوگل امروز : 23
  • گوگل دیروز : 119
  • بازدید هفته : 496
  • بازدید ماه : 23,154
  • بازدید سال : 729,112
  • بازدید کلی : 2,835,227
  • کدهای اختصاصی