close
تبلیغات در اینترنت
اهمیت حفاظت اطلاعات نظامی در جنگ ها/نمونه هایی از سرقت اطلاعات نظامی !
loading...

میلیتاری (Military) |مقالات نظامی

جمع آوری اطلاعات نظامی سابقه ای به اندازه تاریخ جنگ دارد. هر زمان که جنگی درمی گرفته است همیشه کسانی بوده اند که می خواسته اند درباره اهداف، توانایی ها و سلاح های دشمنانشان بیشتر بدانند. هنوز هم- بیش از همیشه- فعالیتهای اطلاعاتی بر پایه شایعه یا به قولی "حدسهای پرورش یافته"…

آخرین ارسال های انجمن

اهمیت حفاظت اطلاعات نظامی در جنگ ها/نمونه هایی از سرقت اطلاعات نظامی !

عادل خوجه بازدید : 3555 چهارشنبه 04 دي 1392 نظرات ()

جمع آوری اطلاعات نظامی سابقه ای به اندازه تاریخ جنگ دارد. هر زمان که جنگی درمی گرفته است همیشه کسانی بوده اند که می خواسته اند درباره اهداف، توانایی ها و سلاح های دشمنانشان بیشتر بدانند. هنوز هم- بیش از همیشه- فعالیتهای اطلاعاتی بر پایه شایعه یا به قولی "حدسهای پرورش یافته" قراردارد. گاه این شایعات گفتگوهای خشم آلودی را سبب می شوند. بنابراین، برای اثبات دقت و سلامت اطلاعاتی که درباره دشمن جمع آوری شده اند تنها یک راه باقی می ماند؛ به دست آوردن نمونه های اصلی از تکنولوژی حریف و یا اسناد نظامی وی. از دوران جنگ جهانی دوم به بعد چند کشور در چنین فعالیتهای موفق تر از دیگران عمل کرده اند.
 



این نقشه در نهایت به شکست انجامید چرا که هیچ یک از خلبانهای آمریکایی حاضر نشدند که هواپیمای خود را تحویل دشمن دهند حتی اگر در درگیری هوایی کاملا گیر افتاده بودند. روسها اما توانستند به دو فروند سابر دست یابند. هر دو هواپیما در طی درگیری هوایی ساقط شده بودند ولی پس از برخورد به زمین وضعیتی نسبتا خوب داشتند.در اثر تجربیات کاملا ناگواری که در اثر حملات غافلگیرکننده یا تکنولوژیها و توانایی ها جدید در طی قرن بیستم بوجود آمدند اهمیت جمع آوری اطلاعات دست اول بیش از پیش آشکارشد. نه تنها در طی جنگ جهانی دوم بلکه اختصاصا در زمان جنگ سرد کسب اطلاعاتی که از منابع انسانی به دست می آمدند دشوارتر از پیش شد. کشورهای کمونیست پشت دیوار آهنین قرارگرفتند و اطلاعاتی که جاسوسان فراهم می کردند غیرقابل اطمینان و شخصی شدند. در حقیقت، اولین درگیری نظامی دوران جنگ سرد نشان داد که دانش غرب درباره سلاح ها و توسعه آنها در روسیه بسیار اندک است. کاملا روشن بود که فقدان اطلاعات صحیح، غافلگیری مجددی را دربرخواهدداشت.قبل از آغاز دوران جنگ سرد، آمریکا در جمع آوری و آزمایش هواپیماها و تکنولوژی دیگر کشورها بسیار مجرب شده بود. در زمان جنگ جهانی اول واحد اطلاعات خارجی نیروی هوایی آینده ایالات متحده تشکیل شد. در سال 1951 این واحد کوچک به مرکز اطلاعات فنی نیروی هوایی یا "آتیس" تبدیل شد. هنگامی که میگ-15 های روسی در آسمان کره ظاهر شدند -صرفنظر از حجم قابل توجه کارهای انجام شده به وسیله آتیس- روسها توانستند حریف خود را غافلگیرکنند. هیچ کس در اردوگاه غرب باورنداشت که روسها توانسته باشند هواپیمایی با چنین توانایی و در چنین تعدادی تولید کنند. آمریکایی ها -یا به عبارت دیگر آتیس- ناگهان دریافتند که نیازدارند تا حداقل یک نمونه سالم از میگ-15 به دست آورند تا بتوانند نقاط قوت و ضعف آن را مطالعه کنند. اما روسها در این زمینه جلوتر بودند. آنها در درجه اول علاقمند بودند تا تکنولوژیهای غربی را که از مال خودشان پیشرفته تر بودند را به دست آورند. عملیات نظامی تحت شرایط ماهرانه ادامه داشت اما روسها رسما خودشان را وارد معرکه کره نکرده بودند. با گذشت زمان، به دست آوردن یک فروند اف-86 سابر برای روسها به صورت یک عقده درمی آمد. آنها حتی یک تیم مخصوص تشکیل دادند که وظیفه داشت یکی از خلبانهای آمریکایی را مجبور به فرود در پشت خطوط کره شمالی یا چین کند.

تلاشهای آغازین

در مقابل، غربی ها به سادگی می خواستند که بیشتر درباره توانایی های هواپیماهای روسی بیاموزند تا بتوانند توانایی های هواپیماهای خود را افزایش دهند. اولین پروژه بزرگ با نام رمز "مولاه" نامیده شد و دست آخر موفق شد تا به خلبانهای آمریکایی کمک کند تا بر فراز کره با میگهای روسی بهتر مصاف دهند. در سپتامبر 1953 و تنها چند ماه پس از آغاز آتش بس، یک خلبان کره شمالی میگ-15 خود را به کره جنوبی برد. حال، نیروی هوایی آمریکا و آتیس قادربودند تا تمام قسمتهای هواپیما را بررسی و آزمایش کنند. هنوز اما، افشای اسرار میگ-15 به غرب کمک نکرد تا بتوانند پیشرفتهای تکنولوژیک روسها را کاملا دریابند.

پهپاد سرنگون شده

پس از پایان جنگ کره شایعاتی درباره یک هواپیمای مدرن رزمی از گوشه و کنار شنیده می شد که به دستان دشمن افتاده بود. به دلیل حساسیت قضیه، اطلاعات رسمی در اینباره منتشرنشده نبود و کمبود اطلاعات صحیح بحثهای خشمگینانه ای را باعث شده بود. چند بحث از آن دوران حتی تا کنون نیز ادامه یافته اند. دلیل اول جدلها آن بود که کاملا آشکارنبود که چند فروند از این هواپیماها در دستان دشمن هستند. با اینحال، می توان تضمین کرد که هیچ لاشه ای از هواپیماهای شناسایی آمریکایی بر فراز خاک روسیه سرنگون نشد یا هواپیماهایی مانند فانتومهای ساقط شده در ویتنام یا خاورمیانه سالم به دست روسها یا چینی ها نیافتاد.

 

حقیقت این است که بیشتر این هواپیماها در دریا سقوط کردند اما چند فروند از آنها آخرین پروازشان را بر فراز شوروی سابق، چین، ویتنام یا مصر انجام دادند. به عنوان مثال، در دوم سپتامبر 1958، 4 فروند میگ-17 روسی یک فروند سی-130 آمریکایی را در نزدیکی ایروان -ارمنستان امروزی- ساقط کردند. روسها نه تنها بدنه هواپیما را به دقت بررسی کردند بلکه در این مورد خاص گمان می شود که چند نفر از خدمه هواپیما در یک اردوگاه مخفی در سیبری ناپدید شده اند. چنین سناریویی باید درباره تعدادی از خلبانهای آمریکایی که هواپیمایشان در جنگ کره ساقط شد نیز اتفاق افتاده باشد.


Mig -17


c-130 hercules
 

قطعات جالبتری از تکنولوژی پیشرفته آمریکا بین سالهای 1968 تا 1970 به دست روسها و چینی ها افتاد. به عنوان مثال هنگامی که که آمریکا به صورتی وسیع از پهپادهای "بی کیو ام-34" بر علیه چین و ویتنام استفاده کرد تعدادی از آنها توسط دفاع هوایی این کشورها ساقط شدند و با شرایط خوب به دست آنها افتادند. چینی ها بر اساس این پهپاد دست به ساخت پهپادهای "چانگ هینگ" زدند که توسط هواپیما پرتاب می شدند. در ابتدا، این پهپادها توسط بمب افکنهایتوپولوف-4 پرتاب می شدند که خود نمونه ای از تکنولوژیهای "بربادرفته" است. حتی نمونه های جدید چانگ هونگ که اخیرا در نمایشگاه هوایی "ژوهایی" به نمایش درآمده اند تشابه زیادی با "آکیو ام-24 ان" آمریکایی دارند. با اینحال، درحال حاضر نه روسیه نه چین و نه هیچ کشور دیگر کمونیستی یک هواپیمای کامل نظامی غرب را در اختیارندارند.

         http://s2.picofile.com/file/7199328602/ai_targets_bqm34.jpg

یک فروند بمب افکن توپولوف-4 چینی درحالیکه یک فروند پهپهاد چانگ هینگ در زیربال چپ آن بسته شده است. این پهپاد بر اساس پهپاد آمریکایی آ کیو ام-34 ساخته شده است.

چگونه می توان یک فروند میگ به دست آورد؟

دراین گیرودار، آمریکا و ناتو در به دست آوردن تکنولوژیهای روسی دچار مشکل بودند. بین سالهای 1945 تا 1950 یک سری از پناهندگی ها آسیبی سخت به نیروی هوایی یوگسلاوی سابق رساند اما این پناهندگان نتوانستند سخت افزار مهمی را با خود به این سوی دیوار آهنین بیاورند. علت اصلی این امر آن بود که یوگسلاوی هنوز از هواپیماهای منسوخی که روسها در زمان جنگ دوم جهانی به آنها داده بودند استفاده می کردند. با وجود این، پناهندگان کمک کردند تا تصویر واضحتری از مقاصد سیاسی و وضعیت کشورهایشان به دست آید.

در مقابل، سالهای پس از آن از نظر فنی برای غرب فاجعه آمیز بود. در پاییز 1958 یک سری درگیری هوایی بین هواپیماهای تایوان و چین به وقوع پیوست که در طی آنها برای اولین بار موشک "سایدویندر" توسطاف-86 های تایوان بکارگرفته شدند. در طی این نبردهای خونبار در حدود 20 فروند موشک سایدویندر شلیک شدند که حداقل یک دوجین از آنها به هدف اصابت کردند. به هرحال یکی از آنها پس از برخورد به بدنه یک فروند میگ-17 عمل نکرد و خلبان خوش شانس چینی توانست هواپیما را به همراه موشک تقریبا سالم به پایگاه خود بازگرداند.

   


هدف قرار گرفتن یک اف 6 امریکایی توسط موشک سایدوایندر به صورت ازمایشی


اف 86 امریکایی

موشک سایدویندر بی اندازه برای روسها مهم بود. آنها از سادگی و در عین حال موثربودن سایدویندر شگفت زده شدند و تصمیم گرفتند تا آن را کپی کنند. این کپی روسی سایدویندر را ناتو با نام "آآ2 آتول" می شناسد. یک فروند سایدویندر سالم دیگر در سال 1967 به دست روسها رسید. این موشک از یک انبار مهمات در آلمان غربی دزدیده شد و به مسکو فرستاده شد. همچنین گزارشی از یک فروند موشک دزدیده شده دیگر از پایگاهی در کره جنوبی وجوددارد.


AA-2 Atoll  ( k-13 (

درحالی که غرب چنین بدبیاری هایی را یکی پس از دیگری تحمل می کرد به کمونیستها نیز هزینه فرار خلبانهایشان تحمیل می شد. در یک حادثه کمتر شناخته شده یک خلبان ناامید روس رهگیر سوخو-9 خود را در شهر آبادان فرود آورد. تا به امروز تنها جزئیات اندکی از این رویداد منتشر شده است.  قطعات هواپیما در عرض 24 ساعت از هم جداشده و سوار برکشتی به آمریکا فرستاده شدند. خلبان روسی نیز چند روز بعد به آمریکا فرستاده شد. مطمئنا یکی از دلایل اصلی که روسها خیلی زود سوخو-9 را از سرویس خارج کردند همین هواپیمای ربوده شده بوده است.

اندک اندک خاورمیانه برای غرب در درجه دوم اهیمت قرارمی گرفت چرا که می توانستند در آنجا به ابزار ساخت رقیب دست بیابند. در طی تهاجم سال 1956 به کانال سوئز اسرائیلی ها توانستند یک فروند میگ-15 مصری را -که پس از آسیب دیدن در دریاچه البرداویل سقوط کرده بود- به دست آورند. روشن است که اسرائیلی ها این هواپیما را بازیابی کردند اما معلوم نیست که آیا آن را برای آزمایشها پروازی بکارگرفته اند یا خیر. در سال 1962، شوروی سابق شروع کرد تا چند کشور عرب متحد خود را با رهگیرهای مدرنتر میگ-21 تغذیه کند. مانند دیگر موارد اینچنینی تقریبا هیچ اطلاعاتی درباره این هواپیما در غرب وجود نداشت و اسرائیل با یک تهدید جدی غیر قابل ارزیابی روبرو شده بود. اسرائیلی ها به سادگی تصمیم گرفتند تا یکی از این میگهای جدید را به دست آورند و موساد وظیفه داشت تا یکی از خلبانهای عرب را پیداکرده و تشویق کند تا به اسرائیل فرارکند تا بتوانند هواپیمایش را سالم به چنگ آورند. این عملیات، یکی از موفقترین عملیاتهای اطلاعاتی طراحی شده تا به امروز است.

در روز 19 ژانویه 1964، یک خلبان مصری به نام "محمد عباس حلیم" از پایگاه هوایی "العریش" به اسرائیل فرارکرد. او سوار بر یک فروند هواپیمای آموزشی "یاک-11" بود. این هواپیما مدرنترین هواپیمای روسی آن زمان نبود و بنابراین فرار حلیم بدون سروصدای زیادی از طرف اسرائیلی ها مواجه شد. به هرحال اندکی بعد اسرائیلی ها شروع به برقرارکردن تماس با خلبانهای سوری و عراقی کردند. در سال 1965 یک خلبان سوری که به کشورش بی علاقه شده بود با میگ-17 خود به اسرائیل فرارکرد. حداقل 6 فروند میگ-17 دیگر نیز در اثر اشتباه ناوبری در فرودگاه هاتزور اسرائیل فرود آمدند. تمام خلبانها بعدا به سوریه بازگشتند ولی تنها 3 فروند میگ به سوریه بازگردانده شد. یکسال بعد، موساد به یک موفقیت بزرگ رسید. آنها یک خلبان عراقی به نام سروان "منیر ردفا" را ترغیب به فرارکردن کردند. این فرار به قدری خوب برنامه ریزی شده بود که ردفا توانست دفترچه های فنی هواپیما را نیز به همراه خود به اسرائیل بیاورد.

                                  

رضایت حاصل از به دست آوردن یک میگ-21 سالم بی اندازه بود چراکه حال نیروی هوایی اسرائیل می توانست خطرناکترین حریفش را از نزدیک مطالعه کند و خلبانهایش را -که هواپیماهایی کمتر پیشرفته داشتند- به صورت موثرتری در برابر این تهدید بکارگیرد. این اطلاعات در زمان جنگ 6 روزه بکارآمدند.  میگ عراقی در تمام حالات پروازی بکارگرفته شد و با تمام هواپیماهای موجود نیروی هوایی اسرائیل وارد نبردهای هوایی آزمایشی شد. آنها آنقدر درباره این هواپیما می دانستند که در زمان آغاز جنگ 6 روزه خلبانهای اسرائیلی کوچکترین مشکلی در جنگ هوایی با میگ-21 های اعراب نداشتند. در حقیقت در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 وضعیت به همین منوال بود تا این که شوروی سابق به اعراب میگ-21 های پیشرفته تری را تحویل داد.

کام شیرین

جالب است که پس از فرار ردفا حداقل 2 خلبان دیگر عراقی با میگ-21 هایشان به اردن فرارکردند. با پناهندگی خلبانها موافقت شد اما هر دو هواپیما به عراق بازگردانده شدند. با وجود این، اسرائیلی ها حداقل 3 فروند میگ-21 و حتی چند فروند میگ-17 دیگر به دست آوردند. این اتفاق زمانی افتاد که یک گروه از خلبانهای الجزایری اشتباها در پایگاه العریش فرود آمدند. درحالیکه بیشتر هواپیماها و خلبانهایشان به الجزایر بازگشتند حداقل یک خلبان میگ-21 تصمیم گرفت که به غرب پناهنده شود.

حقیقتی که کمتر درباره آن صحبت شده است این است که اسرائیلی ها توانستند تعداد زیادی موشک آتول را در سال 1967 در پایگاه های هوایی مصر در سینا به چنگ آورند. در آن زمان نیروی هوایی اسرائیل احتیاج زیادی به موشکهای هوا به هوا داشت. موشک اسرائیلی "شفریر-1"(در تصویر، موشک عقبی) به اندازه کافی موثر نبود و اسرائیل هنوز برای تامین هواپیما و موشک به آمریکا روی نیاورده بود. موشکهای غنیمت گرفته شده آزمایش شدند و تعدادی از آنها توسط میراژهای اسرائیلی شلیک شد. با رسیدن به این نتیجه که موشکهای آمریکایی بیش از حد انتظار موفق هستند و بهتر از موشکهای ساخت اسرائیلی می باشند نیروی هوایی اسرائیلی تصمیم گرفت تا آنها را به خدمت گیرد و در درگیریهای روز 16 جولای 1967 چند فروند از آنها بر علیه میگهای مصری شلیک شدند و حتی یکی از آنها به هدف اصابت کرد.

حتی قبل از ارزیابیهای درخشان اسرائیل از میگ-21 چند کشور غربی به داشتن این هواپیما اظهار علاقه کرده بودند اما به دلیل رابطه خوب بین اسرائیل و شوروی اسرائیلی ها از دادن هواپیما به دیگران سرباز زدند. تنها جنگ 1967 و سرازیر شدن سیل تسلیحات آمریکایی به سوی اسرائیل بود که این وضعیت را دگرگون کرد. آمریکایی ها در یک نبرد خونبار هوایی در آسمان ویتنام درگیر شده بودند. ویتنامی ها از میگ-21 استفاده می کردند و آمریکایی ها بسیار علاقه داشتند که از نزدیک میگ-21 را مطالعه کنند. خیلی زود میگ-21 عراقی و 2 فروند میگ-17 که اسرائیل در جنگ 6 روزه غنیمت گرفته بود در دستان آمریکایی ها بودند. حال، خلبانهای آمریکایی به تئوری دقیقی درباره آنچه باید در برابر میگهای روسی در آسمان انجام دهند دست یافتند. بر اساس این تجارب، آنها چندین تاکتیک دقیق و پیشنهاد برای همقطارانشان -که به هواپیماهایی کمتر مانورپذیر- مجهز بودند ابداع کردند. به هرحال بنابر بعضی تفاوتها، این برداشتها به ندرت به صحنه جنگ در شرق آسیا فرستاده می شدند.

درسال 1968 اسرائیل میگ-21 عراقی را که در سال 1966 به دست آورده بود به آمریکا تسلیم کرد. آمریکایی ها جنگنده روسی را بررسی کردند اما ظاهرا هیچگاه حاصل این بررسی ها را در جنگ ویتنام به صورت عملی بکارنبردند. در عکس میگ روسی با علامت نیروی هوایی آمریکا دیده می شود.

 

دیگرانی که در این اطلاعات سهیم شدند در هنگام نیاز از آن استفاده کردند. در طی دهه 70 چند تن از خلبان های ایرانی اجازه یافتند تا با این میگها در اسرائیل و آمریکا پرواز کنند. آنها به صورت گسترده ای این هواپیما را آزمایش کردند و این تجربه به آنها در طی جنگ با عراق در دهه 80 به آنها برتری بی نظیری داد.

این عکس در دهه 80 و از فاصله بسیار دور از "ناحیه 51" گرفته شده است. در جلوی آشیانه سمت چپ به وضوح یک فروند میگ-21 دیده می شود.

معاوضه در هندوچین

نه تنها اسرائیلی ها در اثر کوششهای سرویس مخفی خود یا در جنگ با اعراب به سلاح ها و هواپیماهای روسی دست یافتند بلکه ظاهرا بسیار هم خوش شانس بودند. به ویژه گزارشهایی که بیان می کنند که در سال 1970 یک فروندسوخو-20 مصری -یا حداقل 1 فروند سوخو-7 - به دست اسرائیل افتاده است امروزه فراموش شده اند. به نظر می رسد که این رویداد پس از خروج یک خلبان مصری از هواپیمای سانحه دیده اش بر فراز کانال سوئز روی داده است. هواپیما -که به خاطر پایداری اش در پرواز مشهور است- به آهستگی ارتفاعش را ازدست داد تا اینکه پس از به انتها رسیدن سوختش به نرمی در شنهای صحرای سینا برزمین نشست. اسرائیلی ها هواپیما را بازیابی کردند اما معلوم نیست که پس از آن بر سر هواپیما چه آمد.

 

جالب اینکه روسها در سپتامبر 1970عملیاتی برای ربودن یک فروند میراژ نیروی هوایی لبنان طراحی کردند. روسها با ستوان "محمود مطر" تماس گرفتند و مبلغ 2 میلیون دلار به او پیشنهاد دادند. قرارشد تا او در طی یک پرواز تمرینی وانمود کند که دچار مشکل در موتور هواپیمایش شده است و در ارتفاع پایین از فراز سوریه و عراق گذشته و در باکو بر زمین نشیند. ستوان لبنانی در ظاهر با روسها موافقت کرد اما بلافاصله با سرویس مخفی لبنان تماس گرفت و در طی 15 روز بعدی برای افسران اطلاعاتی روس یک تله گذاشته شد. این دو تن عبارت بودند از "ولادیمیر واسیلیف" مهندس و مسئول تجاری سفارت شوروی در بیروت و "الکساندر کومیاکوف" سرهنگ "جی آر یو" (سرویس اطلاعاتی ارتش سرخ) و منشی اول سفارت . برای اینکه صداقت ستوان مطر معلوم شود او در ابتدای کار درخواست 200000 دلار به عنوان پیش پرداخت کرد که به وسیله یک فقره چک به او پرداخت شد.

در روز 30 اکتبر 1969 مطر و روسها در خانه مطر یکدیگر را ملاقات کردند تا درباره جزئیات نقشه فرار گفتگو کنند اما ناگهان ماموران سرویس مخفی لبنان به خانه مطر ریختند. در تبادل آتش سلاح های کمری، روسها زخمی شدند. جستجوهای بعدی نشان داد که روسها قصد داشتند که میراژ را در درگیریهای هوایی شبیه آنچه نیروهایشان در جنگ فرسایشی با اسرائیل درگیر شده بودند بکارگیرند.

تقریبا در همان زمان -دسامبر 1970- آمریکایی ها توانستند اطلاعات دست اولی درباره میگ-17 از کامبوج به دست آورند. در آنجا یک هیئت مستشاری آمریکایی میگهای نیروی هوایی کامبوج را بازرسی می کردند. حتی یکی از آنها به پوکت در ویتنام پرواز داده شد تا یک نبرد هوایی آزمایشی در برابر اف-4های آمریکایی انجام گیرد. پس از آن، هواپیما به کامبوج بازگردانده شد و در ژانویه 1971 توسط ویت کونگ ها نابود شد.

میگ-17 نیروی هوایی کامبوج که به بمب های مارک 82 آمریکایی مسلح شده است. مردی که در تصویر می بینید از متخصصان آمریکایی است.

چند سال بعد، در آوریل و می 1975 ویتنام شمالی به ویتنام جنوبی حمله برد. فشار بر روی دولت ویتنام جنوبی به گونه ای بود که دیگر نمی توانستند بر روی کمکهای آمریکا حساب کنند. آمریکایی ها را وحشت فراگرفت چرا که کمونیستها در حال دستیابی به تعداد زیادی هواپیماهای ساخت آمریکا بودند که توسط نیروی هوایی ویتنام جنوبی بکارگرفته می شدند. در آن زمان ویتنام جنوبی چهارمین قدرت هوایی جهان بود و به بیش از 1000 فروند هواپیمایی که در اختیارداشت می بالید. درحقیقت، حتی اگر تعداد زیادی از هواگردهای ویتنام جنوبی می توانستند به فیلیپین یا تایلند یا ناوهای آمریکایی مستقر درمنطقه فرارکنند حداقل 60 فروند هواپیمای سالم و 20 فروند هواپیما غیرعملیاتی تایگر از گونه های مختلف به دست کمونیستها می افتاد. بعضی از این هواگردها مانند آ-37، آ-1، سی-130، سی-119، هیویی یا شینوک تکنولوژی درجه 1 آمریکا را نداشتند اما روسها برای به دست آوردن آنها عجله داشتند. روسها قبلا از 400 فروند فانتومی که بین سالهای 1967 و 1972 بر فراز ویتنام ساقط شده بودند تعدادی لاشه بدست آورده بودند و حدس زده می شود که رادار میگ-23ام نمونه توسعه یافته رادار "آ دابلیو جی-10" نصب شده بر روی هواپیمای فانتوم باشد.

صرف نظر از این موضوع، به دست آوردن تایگر و آ-37 ها به صورت سالم برای کمونیستها بسیار حیاتی بود. تکنولوژی بکار رفته در آنها در عین سادگی بسیار موثر بوده و به نیازهای روسها بسیار نزدیک بود. اینکه در حقیقت چند فروند از هواگردهای آمریکایی توسط روسها یا متحدانشان در اروپای شرقی آزمایش شده اند تا به امروز نامعلوم است. آنچه می دانیم این است که تایگرها، آ-37 ها، هرکولسها، سی-119 ها، شینوک ها و هیویی های غنیمت گرفته شده برای تجهیز لشکر 372 هوایی ویتنام بکارگرفته شدند و در طی تهاجم ویتنام به کامبوج در سال 1979 به صورت وسیعی بکاررفتند. آنها تا میانه دهه 80 در خدمت بودند. حداقل یک فروند تایگر ویتنامی به شماره بدنه 0852-73 از لهستان سردرآورد و اکنون در موزه "کراکوو" به نمایش گذاشته شده است. 1 فروند تایگر دیگر به شماره بدنه 0878-73 اکنون در موزه ای در شهر پراگ قراردارد.

داستان یک فراری

مورد دیگری که غربیها توانستند به تعدادی از هواپیماهای ساخت شوروی دست بیابند خیلی مهمتر است. در سپتامبر 1976، ستوان ویکتور بلنکو به همراه "میگ-25 پی" خود به ژاپن فرارکرد و در فرودگاه "هاکوداته" بر زمین نشست. اگرچه هواپیما با عجله بازپس فرستاده شد اما تکنسینهای آمریکایی هواپیما را در زمانی اندک کاملا بررسی کردند و تقریبا تمام اسرار "فاکس بت" برای غرب آشکار شد. آمریکایی ها قبل از بازگرداندن هواپیما به شوروی برنامه ریزی کردند تا رادار و موتورهای آن را آزمایش کنند. این اطلاعات به علاوه اطلاعاتی که از خلبان روس کسب شد تصویر شفافی از نوع و جایگاه این هواپیما در نیروی هوایی شوروی به آمریکایی ها داد. در عوض، کمی قبل از این تاریخ میگ-25 برای روسها اطلاعات با ارزشی از سیستمهای آمریکایی کسب کرده بود. در 16 می 1972 مصری ها توانستند یک فروند موشک اسپارو را تقریبا سالم به دست آوردند. موشکی که یک فروند فانتوم اسرائیلی به سمت میگ-25 مصری شلیک کرده بود بدعمل کرد و در غرب کانال فرود آمد. پرزیدنت سادات شخصا دستور داد تا موشک را به عنوان هدیه به شوروی بفرستند.

                  

میگ-25 بلنکو کوتاه زمانی پس از فرود در ژاپن

میگ-25 بلنکو در حالیکه متخصصین آمریکایی آن را زیر و رو می کنند.

روسها هیچگاه نتوانستند از تاثیر ضربه ای که بلنکو به آنها زده بود خلاصی یابند هر چند که تمام میگ-25 ها بعدها بهسازی شدند و میگ-31 های گرانقیمت درکنارشان قرارگرفتند. در حقیقت، تصمیم درستی که درباره بهسازی میگ-25 ها وتوسعه میگ-31 گرفته شد و حتی توسعه چند نوع هواپیمای دیگر از پیامدهای  آسیبی سنگین تر بودند. به عنوان مثال، بین سالهای پایانی دهه 70 تا اواسط دهه 80 سرپرست دفتر طراحی فازوترون -آدولف تولکاچف- تمام اطلاعات ممکن درباره پروژه های آر-23، آر-24، آر-33، آر-27، آر-60، اس-300 ، میگ-29، میگ-31 و سوخو-27 را مستقیما به سیا رد کرد.

خسارت وارد آمده در اثر این اتفاقات بی اندازه گزاف بود و جنگنده ها و موشکهای روسی هرگز کاملا بهبود نیافتند. از دید نظری تنها به دست آوردن یک فروند تامکت یا ایگل می توانست وضعیت را مانند قبل متوازن کند اما چنین اتفاقی هرگز روی نداد. تنها شایعات دیوانه واری درباره یک خلبان ایرانی وجود دارد که تامکت خود را به همراه یک فروند موشک فونیکس عملیاتی به شوروی برد. بر اساس گزارشهایی مانند این، رادارهای برد بلند و "آآ-9 "-سلاح اصلی میگ-31- مستقیما از رادار تامکت و موشک فونیکس کپی برداری شده اند. مهندسین موسسه "ویمپل" -که طراحی و ساخت آآ-9را انجام دادند- همواره این شایعه را رد می کنند و مدارک اندکی وجود دارد که آآ-9 بر اساس فونیکس ساخته شده باشد. حقیقت این است که اگر فونیکس توسط ایرانی ها در دهه هشتاد به دست روسها رسیده باشد برای طراحی آآ9- بسیار دیر بوده است چرا که این موشک در دهه 70 ساخته شده است. به علاوه، آآ9- یک موشک هدایت راداری نیمه فعال آشیانه یاب است در حالیکه فونیکس آمریکایی یک موشک راداری فعال است.

کابین میگ-25 بلنکو

در نهایت روسها توانستند به تعدادی از تکنولوژیهایی که آمریکا در دهه 70 به ایران داده بود دست پیداکنند اما این امر بیشتر به دلیل همکاری آنها با عراق در جنگ با ایران بود نه ارتباط مستقیم با ایرانی ها. در دسامبر 1982 یک فروند تایگر ایرانی به هدایت سروان "دهخرقانی" به وسیله آتش پدافند هوایی در شمال عراق آسیب دید. خلبان به سختی کوشش کرد تا هواپیمایش را نجات دهد اما در نهایت مجبور شد تا بدون چرخ در پایگاهی در نزدیکی شهر کرکوک فرود آید و هواپیمایش به دست عراقی ها افتاد. این هواپیما به شماره بدنه 7056-3/0976-73 قبل از اینکه برای همیشه به یک موزه نظامی در بغداد فرستاده شود به وسیله روسها بررسی شد. چند ماه بعد -در بهار 1983- عراقی ها بدنه یک فروند فانتوم ایرانی را که در شمال بصره توسط موشک مورد اصابت واقع شده بود پیداکردند. به همراه بدنه فانتوم یک غلاف سالم  اخلالگر رادار "آ ال کیو-87" نیز پیداشد. عراقی ها از اینکه می توانستند آن را با چند فروند هواپیمای دیگر روسی معاوضه کنند بسیار خوشحال شدند. تصور می شود که روسها از این غلاف به عنوان پایه ای برای طراحی چند دستگاه جنگ الکترونیک خود استفاده کرده اند. در آن سو، ایرانی ها نیز در به دست آوردن چند سلاح روسی از عراقی ها موفق بودند. آنها توانستند یک فروند "هیند" و یک فروند "سوخو-22ام" سالم را به دست آورند. حتی زمانی که "کا اچ-25 ام پی" در غرب سلاحی ناشناخته بود ایرانی ها توانستند یکی از آنها را تقریبا سالم به دست آوردند. به نظر می رسد که ایرانی ها اطلاعاتی را که از این سلاح ها به دست آوردند با اسرائیلی ها قسمت کردند...

خوشه چینی شبانه

اما به نظر می رسد که آنان که بیشترین سود از همکاری با عراق را بردند آمریکایی ها بودند! در طی انقلاب اسلامی ایران، آمریکا کنترل تعداد زیادی از تجهیزات با تکنولوژی بالا را که در دهه گذشته به شاه فروخته بود از دست داد. شایعاتی رایج بود که بر طبق آنها ماموران سیا به عنوان مقاطعه کاران نیروی هوایی ایران در حال خراب کردن تامکتهای ایرانی در روزهای پرآشوب انقلاب بودند تا ایران نتواند از موشکهای فونیکس در رزم هوایی استفاده کند. این شایعات بر اساس حداقل 3 کوشش راستین آمریکایی ها در خراب کردن قطعات پیشرفته موشکهای فونیکس و هواپیماهای هرکولس بود. البته تمام این کوششها بی نتیجه ماندند. حتی گزارشی از 48 خلبان اسرائیلی بود که توانسته بودند به صورت مخفیانه 48 فروند تامکت ایرانی را خارج کرده و در یک پایگاه سری بر زمین بنشانند. به هر حال صرف نظر از آنچه که در سال 1979 اتفاق افتاد، ایرانی ها در آغاز جنگ هم از تامکتهایشان استفاده کردند و هم از موشکهای فونیکسشان.

گزارشهایی وجود داشت که ادعا می کردند بکارگیری فونیکس از جانب ایران امری نادر است. درحالیکه نبردهای هوایی بسیار روشن بودند رسانه های عمومی پر بودند از گزارشهایی درباره "نبردهای هوایی به صورت شگفت انگیزی کم شدت". در نتیجه این گزارشها، وضعیت ناوگان هوایی ایران و تامکتهایش برای ناظران غربی غیرشفاف شده بود. سردرگمی غربی ها هنگامی بیشتر شد که چند نفر از ایرانی ها پناهنده شدند. 2 نفر از آنها با فانتومهایشان در سالهای 83 و 84 به ترکیه و عربستان سعودی گریختند. آنها گزارش دادند که وضعیت هواپیماهای باقی مانده ایران بسیار بد و نگهداری آنها ناقص است در حالیکه گزارشهای سرویس های اطلاعاتی تصویری کاملا متفاوت ارائه می دادند. درحقیقت، در ابتدای سال 86 در حالیکه تغذیه ماشین نظامی ایران به صورت مخفیانه آغاز شده بود تا نیروهای طرفدار ایران در بیروت گروگانهای آمریکایی را آزادکنند نگرانی کاخ سفید درباره توانایی ها نیروی هوایی ایران روز به روز افزایش می یافت. با وجود این حقیقت که ایران از هواپیماهای پیشرفته آمریکایی بدون کمک آمریکا استفاده می کرد و با وجود این حقیقت که تنها تعداد اندکی از قطعات یدکی هواپیماها به صورت مخفیانه به ایران فرستاده شدند ایرانیها بارها نشان دادند که نیروی هوایی شان هنوز فعال و موثر است. آنها نه تنها توانسته بودند هواپیماهای پیچیده آمریکایی را نگهداری کنند بلکه حتی چند فروند از هواپیماهای آسیب دیده را نیز تعمیر کرده و دوباره به خدمت گرفتند.

    

در حقیقت، تهاجم ایران در اوایل سال 86 به صورت موثری به وسیله نیروی هوایی پشتیبانی شد و تقریبا عراقی ها را در مرز فروپاشی قرارداد. این امر نه از نظر سیاسی بلکه از نظر نظامی برای آمریکا جالب بود. سرویسهای اطلاعاتی آمریکا نقشه ای طرح کردند تا بتوانند چند فروند از هواپیماهای ایران را به دست آورند. هدف از این عملیات این بود که آمریکایی ها بفهمند ایرانی ها برای نگهداری هواپیماهای آمریکایی خود چه فنونی را بکارگرفته اند. این عملیات  " خوشه چینی شبانه" نام گرفت. برای آمریکایی ها آشکار بود که می توانند بدون مسئله خاصی با تعدادی از خلبانهای ایرانی تماس بگیرند. بیشتر آنها در آمریکا دوره دیده بودند و بیشتر آنها با رژیم تهران مخالف بودند و تعداد زیادی از آنها هنوز تماسهایی با آمریکا داشتند. در اواخر آگوست 1986 حداقل 3 خلبان ایرانی به همراه فانتومهایشان به عراق فرارکردند. در روز دوم سپتامبر جایزه بزرگ به آمریکایی ها رسید. یک فروند تامکت ایرانی که حداقل یک موشک فونیکس داشت در عراق بر زمین نشست. بلافاصله پس از فرود هواپیما، تامکت توسط 20 متخصص آمریکایی محاصره شد تا از سلامت خلبان و هواپیمایش مطمئن شوند. کمک خلبان که مخالف فرار بود به اردوگاه اسرا انتقال داده شد.

پس از اینکه خلبانهای آمریکایی از سلامت هواپیماهای غنیمت گرفته شده مطمئن شدند تامکت و فانتومهای ایرانی به عربستان سعودی پرواز کردند. در آنجا هواپیماها کاملا بررسی شدند و پس از آن در صحرای داغ عربستان منهدم شدند. در نهایت، در روز 7دسامبر 1986 گروه کار اطلاعاتی مشترک پنتاگون، یک گروه از سیا، یک گروه از سرمهندسان شرکت گرومن و یک گروه از متخصصین نیروی دریایی با افرادی که هواپیماهای ایرانی را بازرسی کرده بودند یک نشست 2 هفته ای برگذارکردند. در این نشست یک لیست از قطعات تامکت ارائه شد. هدف این بود که مشخص شود آیا ایران توان ساختن این قطعات ویژه تاکمکت را داشته است و یا اینکه ایرانی ها به کسی پول داده اند تا این قطعات را برایشان بسازد. اگر شق دوم صحت داشت چه کسی حاضر شده بود تا این قطعات را برای ایران ساخته بسازد؟ نتایج نشست یکدست نبود اما نتیجه عمومی این بود که ایران خودش قطعات مورد نیاز تامکتها را ساخته است. این عملیات، یک نمونه نامتجانس از عملیات اطلاعاتی آمریکا درباره کشوری بود که به تجهیزات آمریکایی مجهز شده بود.

تنها باقی مانده عملیات "خوشه چینی شبانه" . یک فروند فانتوم ایرانی در پایگاهی در جنوب عراق در سال 2003 یافت شد. این فانتوم توسط تیم آمریکایی که در سال 1986 در عراق بودند به جای ماند چرا که خلبانهای آمریکایی حاضر نشدند آن را به عربستان ببرند. به دلیل اینکه این عملیات سری بود در میان عموم شایعات زیادی درباره پس زمینه حضور این فانتوم در عراق بر سر زبانها بود.

داستان بی سرانجام

در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه 80 چند جابجایی مهم در متحدین دو ابر قدرت صورت گرفت که در طی آنها روسها و آمریکایی ها توانستند به سلاح های رقیبشان دست بیابند. پس از کودتای 1974 اتیوپی و در طی جنگ اوگاندا و سومالی، اتیوپی یکی دوستان خوب روسیه و کوبا شد. اینگونه بود که تایگرهای اتیوپی در دستان متخصصین روسی قرارگرفتند. سومالی نیز در این گیر و دار به سوی چین و کشورهای غربی چرخید و در عوض دریافت سلاح از آنها، میگ-21 ها و پایگاه هایش را عرضه کرد.

این مسئله به صورت عام پذیرفته شده است که هنگامی که یک تکنولوژی به کشوری فروخته می شود به عنوان قسمتی از دارایی های آن کشور در می آید و لوازم یدکی باید مطابق با قراردادها به مشتری تحویل داده شوند. بهترین نمونه این مسئله کشور مصر است. در اوایل سال 1974 نیروی هوایی مصر دومین نیروی هوایی عرب -پس از سوریه- بود که به میگ23- دست یافت. 8 فروند رهگیر میگ-23 ام اس، 8 فروند جنگنده میگ-23 بی ان و 4 فروند میگ-23 آموزشی در پایگاه "مرصا مطروح" سازماندهی شدند. اندکی پس از رسیدن میگها به مصر، رابطه قاهره و مسکو شکرآب شد و روسها از دادن قطعات و پشتیبانی فنی تجهیزات ارتش مصر خودداری کردند. اینگونه بود که میگهای جدید نیروی هوایی مصر پس از یکسال از خدمت خارج شدند. به زودی چین و آمریکا به میگ-23 های مصری علاقمند شدند؛ آمریکا برای کسب اطلاعات و چین برای مقاصد فنی. پس از یک سری مذاکرات، مصر موافقت کرد تا 10 فروند میگ-21 ام اف، 2 فروند میگ-23 ام اف، 2 فروند میگ-23 بی ان، 2 فروند میگ-23 یو و 10 فروند موشک آ اس-5 خود را به چین بدهند تا در عوض از چینی ها پشتیبانی فنی ناوگان میگ-17 ها و میگ-21 های در خدمت باقی مانده اش را دریافت کند. آمریکایی ها حتی هواپیماهای بیشتری دریافت کردند. سلاح هایی که به آمریکایی ها رسید عبارت بودند از حداقل 16 فروند میگ-21 ام اف، 2 فروند سوخو-20، 2 فروند میگ-21 یو، 6 فروند میگ-23 ام اس، 6 فروند میگ-23 بی ان، 2 فروند میل می-8 و 10 فروند موشک سام-5. در عوض، مصری ها توانستند تعدادی فانتوم آمریکایی به همراه قطعات و موشکهایشان را به دست آورند. جالب اینکه، در اوایل سال 1979 مصری ها میگ-21 های خود را به موشکهای سایدویندر آمریکایی مسلح کردند و حتی در یک درگیری مرزی با میگ-23 های لیبیایی توانستند یکی از آنها را با سایدویندر شکارکنند.

نیازی به گفتن نیست که آمریکا و چین هواگردهای به دست آمده از مصر را به وسعت مورد آزمایش قراردادند و تمام آموختنی ها را درباره آنها آموختند. میگ-21 های ام افی که به چین داده شدند الگویی برای ساخت جنگنده های "جی-7 سی" و احتمالا "جی-7 دی" چینی شدند.

امروزه می توان یک فروند از میگ-23 هایی که مصر به چین فروخته شده است را بر روی عرشه ناوهواپیمابر مینسک دید. این ناو توسطی چین خریده شد و امروزه به عنوان یک پارک تفریحی از آن استفاده می شود.

با این تعداد هواپیمای روسی که آمریکا در اختیار داشت نیروی هوایی آمریکا توانست اسکادران "آزمایش و تحقیق 4477" معروف به "کلاه قرمزها" را سازماندهی کند. در سال 1986 آلمان غربی نیز توانست از طریق مصر به حداقل یک فروند سوخو-22 و یک فروند میگ-23 بی ان دست یابد. این هواپیماها نیز توسط واحد آزمایش لوفت وافه آزمایش شدند. در حدود 1 سال بعد نیروهای چاد توانستند چند  فروند هیند لیبیایی را در جنگ بین چاد و لیبی غنیمت بگیرند. حداقل 2 فروند از این هلیکوپترهابه علاوه چند موشک انداز زمین به هوا از فرانسه و بریتانیا سردرآوردند ولی آمریکا مقصد نهایی این سلاح ها شد. در طی این درگیرها چادی ها توانستند چند فروند "ال-39" لیبیایی را به غنیمت بگیرند که همه آنها نصیب نیروی هوایی مصر شدند. در این اثناء، تعدادی از خلبانهای افغانی به پاکستان فرارکردند. آنها 3 فروند هیند و چند فروند میل می-8 خود را تسلیم پاکستانی ها کردند و پاکستانی ها به غیر از یک فروند هیند بقیه را به خدمت گرفتند. آن یک فروند هیند نیز به آمریکا فرستاده شد. در سال 1989 یک خلبان آنگولایی به همراه میگ-21 خود به نامیبیا فرار کرد و هواپیمایش به دست نیروهای آفریقای جنوبی افتاد. این هواپیما اکنون در موزه نیروی هوایی آفریقای جنوبی در "واترکلوف" نگه داری می شود. جدیدترین نمونه های تکنولوژیکی ابرقدرتها که به دست رقیبانشان افتاد بیشتر از هواپیماهای قدیمی ذکر شده جدال برانگیز بوده اند.

سالهای 1988 و 1989 سالهایی موفقیت آمیز در زمینه به دست آوردن تکنولوژیهای روسی توسط سرویسهای اطلاعاتی غرب بود. در جولای 1988 دو خلبان سوری به همراه میگ-29 هایشان به ترکیه فرارکردند. در آوریل 1989 یک خلبان دیگر سوری با میگ-23 خود به ترکیه فرارکرد و تنها یک ماه بعد یک خلبان روسی به نام "ژویف" پس از تبادل آتش با نگهبان پایگاهش به همراه یک فروند میگ-29 به ترکیه گریخت. در ماه اکتبر یک خلبان سوری به نام عبدالباسم با میگ-23 خود در اسرائیل فرود آمد. این فرارها مقدار زیادی از اسرار جنگنده های روسی را فاش ساختند. درضمن، آمریکا توانست تعدادی میگ-15 و کپی چینی میگ-17 را از چین بخرد و تعدادی را نیز از لهستان خریداری کند. در سال 1995، اسرئیل 2 فروند میگ-29 نیروی هوایی لهستان را قرض کرد تا آنها را بررسی و آزمایش کند. در اوایل و میانه دهه 90 تعدادی از خلبانهای غربی این فرصت را یافتند که در مجارستان و اکراین با میگ-29 و سوخو-27 پرواز کنند.

در اواخر دهه 80 تعدادی میگ-15 و میگ-17 از چین و لهستان به دست آمریکایی ها افتاد. آنها را در "آزمایشهای هدف متحرک" در پایگاه هوایی "کریتلند" بکار گرفتند. افراد گروه آزمایش در پنتاگون علاقمند بودند تا 2 هنگ دفاع هوایی روسی برای خود به راه اندازند.

این عکس در موزه کوبیانکای مسکو گرفته نشده است بلکه یکی از میگ-21 های لهستانی است که در حال بررسی توسط آمریکایی ها می باشد.

در طی عملیات "طوفان صحرا" در مارس 1991 نیروهای آمریکا توانستند حداقل 2 فروند هیند عراقی را غنیمت بگیرند. یکی از آنها اکنون در موزه "مهاجمین" در پایگاه هوایی "نلیس" قراردارد. 3 فروند میل می-8، چند هلیکوپتر دیگر، یک میگ-29 کامل و کابین یک میگ-29 دیگر نیز در این عملیات به دست آمریکایی ها افتادند. داستان میگ-29 های عراقی از همه جالب تر است. نیروهای شناسایی آمریکا 3 فروند میگ-29 را در پایگاه متروک "طلیل" در جنوب عراق یافتند و یک تیم آمریکایی برای بررسی آنها سوار بر یک فروند شینوک اعزام شدند. یکی از میگها وضعیت نسبتا مناسبی داشت ولی در محاصره یک میدان مین بود و 2 فروند دیگر کمی آسیب دیده بودند. آمریکایی ها تصمیم گرفتند که کابین یکی از میگهای آسیب دیده را ببرند و با خود ببرند. لازم به ذکر نیست که آنها توانستند رادار هواپیما را به سلامت از جای درآوردند. چند روز بعد، یک تیم دیگر به منطقه اعزام شد و توانست که میگ-29 سالم را با خود به عربستان بازگرداند.

هیند عراقی که در سال 1991 به دست آمریکایی ها افتاد.

یک فروند میگ-29 لهستانی در حال آزمایش پروازی در اسرائیل به همراه یک فروند اف 16 در میانه دهه 90.

البته اینها آخرین باری نبودند که آمریکایی ها سعی کردند تا تکنولوژیهای نظامی دیگر کشورها را به دست آورند. یکی از 2 فروند "جی-22" نیروی هوایی یوگسلاوی سابق که در سال 1994 در نزدیکی "بیهاچ" سقوط کرد به دست نیروهای حافظ صلح کانادایی افتاد اما معلوم نیست که پس از آن بر سر لاشه هواپیما چه آمد. 2 لاشه از میگ-29 های یوگسلاوی -که در 26 مارس 1999 بر فراز بوسنی ساقط شدند- نیز کاملا به وسیله آمریکایی ها بررسی شدند با اینکه یکی از میگها در وسط میدان مین سقوط کرده بود. احتمالا چیز خاصی از این میگ ها نصیب آمریکایی ها نشده است چرا که آنها اطلاعات قابل ملاحظه ای را از آلمانها درباره این هواپیما دریافت کرده بودند و در اکتبر 1997 توانسته بودند 14 فروند میگ-29 سی و 7 فروند میگ-29 بی از مولداوی به دست آوردند. بر خلاف گزارشهای بیان شده، هدف از این خریدها آزمایش و مطالعه مجدد هواپیماها بود نه مانع شدن ایران از به دست آوردن میگ-29 های بیشتر.

 

تام کوپر؛ 20 نوامبر 2003

منبع

http://www.acig.org/artman/publish/article_371.shtml

ترجمه :رضاکیانی موحد

 باهمکاری محمدحسین پاز

 منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار

ISSN1735251-7

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
وبگاه میلیتاری یکی از جامع ترین وب سایت های حوزه نظامی در ایران می باشد. این وبگاه کار رسمی خود را از شهریور ماه سال 92 آغاز کرد. همواره هدف و تلاش این وبگاه خدمت به حوزه نظامی کشور عزیزمان ایران بوده و وابسته به هیچ جناح و گروه خاصی نیست. از شما دعوت می شود با پیوستن به این وبگاه برای ما دلگرمی بزرگی باشید.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 578
  • کل نظرات : 90
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 137
  • آی پی امروز : 39
  • آی پی دیروز : 262
  • بازدید امروز : 243
  • باردید دیروز : 1,835
  • گوگل امروز : 14
  • گوگل دیروز : 117
  • بازدید هفته : 4,321
  • بازدید ماه : 26,979
  • بازدید سال : 732,937
  • بازدید کلی : 2,839,052
  • کدهای اختصاصی